{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرگز نمی توانی

هرگز نمی توانی
سن یک زن را از او بپرسی!
چرا که او هم نمی داند
سنش با شبهایی که
بغض کرده و گریسته ،
چقدر است...!


‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

گاهیآدمِ رفته راحتی یکبار همنباید دوباره دیددیدنشعشقی تازه ن...

سودای من معشوق من ! سودای من آیا به سر داریوز حال و روز من، ...

آهسته گفتم:می ترسم روزیتو را نداشته باشم.دست هایم رامحکم تر ...

مینشینم روی تاب بیخیالی ؛دیگر خسته شده اماز این همه هیاهوی د...

اگر در بازی شطرنج یک مهره ی مؤنث (زن) وجود داشت ،بدون شک پاد...

لوی سوار اتوبوسی شد که به اصرار مادرش برای《صمیمیت با هم سن ه...

نمی دونی تو این روزا چقدر یاد تو می افتمنمی دونی تو این روزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط