{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مینشینم روی تاب بیخیالی ؛

مینشینم روی تاب بیخیالی ؛
دیگر خسته شده ام
از این همه هیاهوی دنیا ..
باید کمی چشمانم را ببندم
کمی خود را تاب دهم تا
دلتنگی هایم بریزد ؛
کاش بعد از باز کردن چشمانم
زندگی ارزش دیدن را داشته باشد ..
#محسن_صفری
دیدگاه ها (۱)

آهسته گفتم:می ترسم روزیتو را نداشته باشم.دست هایم رامحکم تر ...

هرگز نمی توانی سن یک زن را از او بپرسی!چرا که او هم نمی داند...

دلم می خواست کسی باشدکه مرا "بلد" باشد.بلد بودن مهم تر از عا...

کجای پازل عشق را...اشتباه چیده ام...که هر بار ...تو را کم می...

بهانه؛ - دفتر خاطراتم را باز کرد ، متعجب بود اما کمی بعد لبخ...

او یک کنسرو باز کرد .و بوی آن بلند شد .پیرمرد با همین بو ، ز...

گاهی دلم می‌خواهد تمام هیاهوی جهان را پشت سر بگذارم و پناه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط