{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که صبح بیدار میشی ولی دلت نمی خواد آب به دست و صورتت

وقتی که صبح بیدار میشی ولی دلت نمی خواد آب به دست و صورتت بزنی

وقتی که توی حموم خودتو زیر دوش مچاله می کنی که آب داغ به همه جات بریزه

وقتی موقع بیرون رفتن از خونه نمی دونی چی بپوشی که نه سرما بخوری، نه گرما

وقتی تو کوچه، نسیم خنک، پر از صدای هم همه بچه هاست که به صف ایستادن

وقتی خاطراتی یادت میاد که تلخی و شیرینی همزمانش گیجت می کنه، مثل وقتی که توی سایه سردت میشه و توی آفتاب گرم

وقتی که تا بخودت میای می بینی ظهر شده و روز داره تموم میشه:)
دیدگاه ها (۵)

ترانه ای هستی سروده نشده...اشکی هستی در پشت حصار پلک هایم......

شب ها که میشود دلم همانند آسمان شب ، تاریک می شود دلتنگی های...

چیزایی که طولانی بشن همین میشن...تو قرار بود از کنارم رد بشی...

بی صدا اشک می ریخت...مرا یاد باران هایی می انداخت ، که شب ها...

چرا باحجاب شدم 🤔 داستان مسلمان شدن تا محجبه شدن 🧡«حجاب تو جا...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟔𝟗همون لحظه دوباره صدای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط