{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی صدا اشک می ریخت

بی صدا اشک می ریخت...
مرا یاد باران هایی می انداخت ، که شب ها بی صدا می باریدند...
و صبح از نم زمین ، متوجهشان می شدیم!
از سرخی چشم ها...
دیدگاه ها (۶)

چیزایی که طولانی بشن همین میشن...تو قرار بود از کنارم رد بشی...

وقتی که صبح بیدار میشی ولی دلت نمی خواد آب به دست و صورتت بز...

آدم های تنها ناراحت نمیشناما خوش حال هم نمیشنکسی زمینشون نمی...

دل ها شکسته میشوند آدم ها دور و این بین چیزی ما را به هم متص...

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

❄️🤍 نور منمکه هر #صبح چشم هایِ خورشید را می بوسم و گیاه و پ...

طبیعت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط