‌
در روزهای آخر اسفند
در نیمروز روشن
وقتی بنفشه‌ها را با برگ ریشه و پیوند و خاک
در جعبه‌های کوچک چوبین جای می‌دهند
جوی هزار
زمزمه‌ی درد و انتظار
در سینه می‌خروشد و
بر گونه‌ها روان
ای کاش آدمی وطنش را همچون بنفشه‌ها می‌‌شد با خود ببرد هر کجا
که خواست
در روشنایی باران
در آفتاب پاک
در روزهای آخر اسفند
در نیمروز روشن

#شفیعی_کدکنی
‌
‌
دیدگاه ها (۲)

سناریو: ماه سرخ

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

در روزهای آخر اسفند در نیمروز روشنوقتی بنفشه ها را با برگ ری...

در روزهای آخر اسفند در نیمروز روشنوقتی بنفشه‌ها را با برگ ری...

در روزهای آخر اسفند در نیمروز روشنوقتی بنفشه ها رابا برگ و ر...

در روز‌های آخر اسفند، در نیمروز روشن، در روشنایی باران، در آ...

در روزهای آخر اسفند کوچ بنفشه های مهاجر زیباستدر نیم روز روش...

در روزهای آخر اسفندکوچ بنفشه‌های مهاجرزیباستدر نیم‌روز روشن ...

سلام صبح زیباتون بخیررر

در روزهای آخر اسفند،کوچ بنفشه‌های مهاجر،زیباست.در نیم‌روز رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط