انگاری از دنیای عشق فقط نصیب من غمه

انگاری از دنیای عشق فقط نصیب من غمه
و واسه زخمهای دل من اشک و گریه مرهمه
کاشکی معجزه ی عشق منو نجاتم می داد
زغم می کردآزادمو و آب حیاتم می داد
ریشه ی غم رو از دل شکستم بیرون بکشوند
به آرزوهام پاهای خسته ی من رو برسوند
گل می کرد توی قلبم ،خستگیمو بگیره
دردامو درمون کنه تا،این غصه ها بمیره
تا کنه لمس دستای سردم حریر شادی رو باز
ببره باد زبن قله های نامرادی رو باز
خواستم توو قاب لحظم ز عشقی نقاشی باشه
یه عشق توی دنیام بیاد که واسم دلخوشی باشه
واسه رفتن به راه عشق تاوان تلخی دادم
جوری خوردم زمین که هیچ نمیره زیادم
همسفرم یاری نکرد توی میدون عشق باختم
دود شداون دنیایی که،زعشق برای خود ساختم
حالا دیگه از همه چیزم نا امید وخسته ام
دیواری روزخشت غم ها به دورخود بسته ام
کانون روزگار من سرد و تاریک شده باز
راه عبور ز برزخ غم تنگ و باریک شده باز
اما باز میگم کاشکی بتونم عاقبت نشکنم
کاش میتونستم درازای این همه غصه؛غم
توی خواب یه آرزو به رازگل سرخ
چشمامو می بستم ، تا این همه نشکنم

خدا کنه که هیچوقت خوابم نپره......
دلواژه های تب دار / سعید
دیدگاه ها (۸)

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

آخ یادش بخیر...🥺❤️انگار دیروز بود ک توی خونه‌ی پدریفیلم وروج...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

#کپشن

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part¹ "توصیف در یک جمله:آن ظهره شوم" آت از ساعت ۸...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

توهمی از تجاوز و عاشقانه و بلایی که تجاوز میاره طبق

Part "71"☆ویو هانا☆از شدت تعجب و حس تنفری که از حرف‌های ماری...

رقص مرگ و عشقp¹³وقتی درِ سنگینِ ورودیِ خونه باز شد، انگار که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط