اشتباهخوبمن
#اشتباه_خوب_من
#پارت_۷
تا خواست پشتشو به من بکنه و بره گفتم:
_صبر کنن
برگشت و بدون هیچ واکنشی سرد بهم نگاه کرد
_شمارمو بگیر
_اگه شمارتو بگیرم باید زیاد مطمئن نباشی که بهت زنگ یا پیام بدم
_چرا اون وقت؟
اوف باشه شمارتو بده
_بنویس
۰۹۱
بعد از نوشتن شمارش تو دفترم خواست بره که برگشت و گفت:
_بیا کنارم بشین
چیشدهههههه؟؟؟؟؟ چیییییی؟
_مگه ملیکا دوست دخترت پیشت نمیشینه؟
_ملیکا دوست دخترم نیست خواهرمه
واتتتتتتتت؟؟؟؟؟
شتتتتتتتتت
_اوم عذر میخوام ندونستم
_اشکال نداره
_ممنون بابت شمارت
ولی من پیش دوستم بشینم بهتره خواهر و برادر رو جدا نکنم
_باشه هرجور راحتی
_شب بهت پیام میدم
_باشه
وقتی رفت سر جاش استاد وارد کلاس شد و امتحان خیلی سختی ازمون گرفت
___________________________________
بعد از خوردن شام و کمک کردم تو جمع کردم میز شام و ظرف شستن به مامانم رفتم تو اتاقم و رو تختم لش شدم
گوشیمو روشن کردم و به عماد پیام دادم
_سلام دیارام
خوبی
بعد ۲۰ دقیقه جواب داد اونم که کاش اصلا نمیداد انقدر سرد حرف زد
_میدونم
اره
_منم خوبم خیلی ممنون که پرسیدی
_دیارا چی ازم می خوای؟
_چی باید ازت بخوام ؟
_اگه ازم خوشت میاد بگو بدونم خجالت نکش
اوهاااااا عماد و باش
مغرور جذاب لعنتی تو دل برو
_عماد بگم ازت خوشم میاد چیزی عوض میشه؟
_نه فقط پیشنهاد میکنم خوشت نیاد چون پشیمون میشی
_اگه نشم چی؟
_میشی
عاشق من نشو دیارا
_عماد
_دیارا من باید برم دیگه پیام نده نمیخوام دلتو بشکنم
چییی؟ این فازش چیه ؟
_پس چرا بهم شماره دادی
_که دست از قیافه گرفتنات برداری
شب خوش
با این شب خوشی که گفت یعنی دیگه چیزی نگم منم اصلا جوابشو ندادم سین زدم جواب ندادم تا حالیش بشه حالا که انقدر به قیافه گرفتنای من حساسه منم حالیش میکنم
#پارت_۷
تا خواست پشتشو به من بکنه و بره گفتم:
_صبر کنن
برگشت و بدون هیچ واکنشی سرد بهم نگاه کرد
_شمارمو بگیر
_اگه شمارتو بگیرم باید زیاد مطمئن نباشی که بهت زنگ یا پیام بدم
_چرا اون وقت؟
اوف باشه شمارتو بده
_بنویس
۰۹۱
بعد از نوشتن شمارش تو دفترم خواست بره که برگشت و گفت:
_بیا کنارم بشین
چیشدهههههه؟؟؟؟؟ چیییییی؟
_مگه ملیکا دوست دخترت پیشت نمیشینه؟
_ملیکا دوست دخترم نیست خواهرمه
واتتتتتتتت؟؟؟؟؟
شتتتتتتتتت
_اوم عذر میخوام ندونستم
_اشکال نداره
_ممنون بابت شمارت
ولی من پیش دوستم بشینم بهتره خواهر و برادر رو جدا نکنم
_باشه هرجور راحتی
_شب بهت پیام میدم
_باشه
وقتی رفت سر جاش استاد وارد کلاس شد و امتحان خیلی سختی ازمون گرفت
___________________________________
بعد از خوردن شام و کمک کردم تو جمع کردم میز شام و ظرف شستن به مامانم رفتم تو اتاقم و رو تختم لش شدم
گوشیمو روشن کردم و به عماد پیام دادم
_سلام دیارام
خوبی
بعد ۲۰ دقیقه جواب داد اونم که کاش اصلا نمیداد انقدر سرد حرف زد
_میدونم
اره
_منم خوبم خیلی ممنون که پرسیدی
_دیارا چی ازم می خوای؟
_چی باید ازت بخوام ؟
_اگه ازم خوشت میاد بگو بدونم خجالت نکش
اوهاااااا عماد و باش
مغرور جذاب لعنتی تو دل برو
_عماد بگم ازت خوشم میاد چیزی عوض میشه؟
_نه فقط پیشنهاد میکنم خوشت نیاد چون پشیمون میشی
_اگه نشم چی؟
_میشی
عاشق من نشو دیارا
_عماد
_دیارا من باید برم دیگه پیام نده نمیخوام دلتو بشکنم
چییی؟ این فازش چیه ؟
_پس چرا بهم شماره دادی
_که دست از قیافه گرفتنات برداری
شب خوش
با این شب خوشی که گفت یعنی دیگه چیزی نگم منم اصلا جوابشو ندادم سین زدم جواب ندادم تا حالیش بشه حالا که انقدر به قیافه گرفتنای من حساسه منم حالیش میکنم
- ۳.۷k
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط