اشتباهخوبمن

#اشتباه_خوب_من
#پارت_۸

صبح روز بعد با خستگی شدیدی از خواب بیدار شدم چون کل شب تو فکر رفتارای عماد خان بودم

وقتی رفتم دانشگاه حتی به عماد نگاه هم نکردم و مشغول درس شدم

________________________
یک ماه میگذره از اون شب و رفتار سرد عماد و من تو این یک ماه اصلا نه باهاش حرف زدم و نه نگاش کردم و فقط مشغول درس شدم

رفتم تو سالن پیش مامانم نشستم که گفت:

_چته تو خودتی عین کسایی که شکست
عشقی خوردنی

_مامان من از یه پسری تو دانشگاه خوشم اومده ولی اون خیلی سرده اصلا بهم محل نمیده باید چیکار کنم؟

_خوب سعی کن دلشو به دست بیاری
دیارا دخترم فقط پسرا که نباید مخ بزنن

اینم از مزایای مادر پایه داشتن

بعد از اومدن بابام رفتیم سر میز شام
و من اصلا اشتها نداشتم و یکم که غذا خوردم به مامان و بابام گفتم دیگه میل ندارم و میرم تو اتاقم که خداروشکر اوناهم گیر ندادن

رفتم و گوشیمو روشن کردم و خواستم به عماد زنگ بزنم اما بعد پشیمون شدم

بهش پیام میدم

_سلام

بعد ۲ ساعت بالاخره جواب داد و من و از پیام دادن به خودش پشیمون کرد

_سلام

_خوبی

_اره تو خوبی

_چه عجب
اره

_اوم

_چخبر

_هیچ

_عماد میشه دست از سرد بودنت بکشی؟

_دیارا بهت گفتم عاشقم نشو پشیمون میشی

_ولی من عاشقت شدم لعنتی شدم باید الان چه غلطی بکنم

دیدم سین زد و جواب نداد

_عماد

_دیارا نکن

....
دیدگاه ها (۷)

#اشتباه_خوب_من#پارت_۹_عماد _دیارا نکن _عماد چیکار نکنم من دس...

#اشتباه_خوب_من #پارت_۱۰بعد از دانشگاه قرار شد من و سمیرا زود...

#اشتباه_خوب_من#پارت_۷ تا خواست پشتشو به من بکنه و بره گفتم:_...

#اشتباه_خوب_من#پارت_۶بعد اومدن استاد همه ساکت شدیم و مشغول د...

عزیز ترین دشمن من🍷پارت اول🍷ویو جیمین:حتما باید الان باشه؟. ...

love Between the Tides¹⁹(باید اعتماد میکردم یا نه) بعد از چن...

معذرت دیر شد مامانم کارم داشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط