{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو مهتاب شبی... نه؛ شبِ بارانی بود

بی تو مهتاب شبی... نه؛ شبِ بارانی بود
ابر، آبِستنِ یک گریه ی طولانی بود

راه می رفتم وُ هِی خونِ جگر می خوردم
در سرَم فکر وُ خیالی که نمی دانی بود...
https://telegram.me/sherepaizi
دیدگاه ها (۱)

امروز ندانم زِ چه مست آمده ای کز اوّلِ صبح؛ مستِ مست آمده ای...

هم اکنون بفرماین😉 😜 😜 😜

مقصود اگر از دیدنِ دنیا فقط این بوددیدیم، ولی دیدنِ دنیا به ...

از من گذشت وُ دست برایم تکان ندادحتی برایِ بوسه‌یِ آخر؛ زمان...

🌱 شعری از #اخوان_ثالث متخلص به م. امید با صدای آقا‌نمی‌دانی ...

🌱شعری از #اخوان_ثالث با صدای آقا نمی‌دانی چه شب‌هایی سحر کرد...

بازهم شب شد. مادر می‌گوید زودتر برو و بخواب، صبح باید دنیا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط