{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love Between the Tides⁴

love Between the Tides⁴
(پارت ۴:بی تفاوتی تهیونگ/معنای عشق)

ا/ت: شما اون رو پاره کردید!»
تهیونگ:«بله، پاره کردم. مشکلش چیست؟»
ا/ت«من زحمت کشیده بودم!»
تهیونگ به سطل زباله اشاره کرد.
تهیونگ: «وقت کلاس رو داری می‌گیری. اگر می‌خواهی گریه کنی، لطفاً از کلاس برو بیرون.»
تهدید سومین از پشت سر بلند شد: «استاد! این دختر دیشب رفته بود بار، عکسش هم دارم!»
چند لحظه کلاس کامل ساکت شد. ا/ت انتظار داشت تهیونگ او را مجازات کنه، اخراج کنه، یا حداقل با همان لحن سردش او را تأیید کند.
اما تهیونگ فقط نگاهی کوتاه به سومین انداخت.
تهیونگ:«خب که چی؟ زندگی شخصی شما به من ربطی ندارد. درس ریاضی ما عقبه.»

ا/ت
این واکنش من روگیج کرد. انتظار دشمنی داشتم، نه بی‌تفاوتی. این بی‌تفاوتی، بدتر از تنبیه بود. با چشمانی اشک‌آلود و غروری شکسته، کیفم رو برداشتم و بدون هیچ حرفی از کلاس خارج شدم...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چند دقیقه بعد
در محوطه دانشگاه، روی یکی از نیمکت‌های سنگی قدیمی که زیر سایه درختان ب بود، نشسته بودم. اشک‌هایم خشک شده بود، اما سنگینی نگاه استاد کیم و خراب شدن طرحم هنوز روی شانه‌هایم سنگینی می‌کرد.
که ناگهان، پسری که او رو به سختی به یاد می‌آوردم اومد سمتن

«ا/ت؟ حالت خوبه؟»
ا/ت«خوبم.»
«نه، خوب نیستی. از وقتی وارد کلاس شدی، یه نوری تو چشمات خاموش شد. من… من خیلی وقته که می‌بینمت. اولین باری که دیدمت، عاشق شدم. عشق در نگاه اول
ا/ت:«عشق؟ عشق در نگاه اول؟»
پوزخندی زدم
ا/ت: «من به عشق اعتقادی ندارم. تا آخر عمرم می‌خوام تنها باشم. خودم برای خودم زندگی کنم. به هیچ مردی هم نیازی ندارم.»

«اما همه آدما به هم نیاز دارن. این‌همه آدم با هم هستن.» پسر اصرار کرد.
ا/ت:«نه. اون‌ها فقط به هم وابسته هستن. عشق یک افسانه، یک خرافه برای فرار از تنهاییه و فقط برای کسانی خوبه که از تنهایی متنفرند. من تنهاییم رو دوست دارم.»
پسر سرش را پایین انداخت. ناامیدی در چهره‌اش موج می‌زد.
«متأسفم که وقتت رو گرفتم اما عشق چیزی نیست که بهش فکر کنی خودش یه روز وارد زندگیت میشه یه روز که عاشق شدی این حرفم رو به یاد بیار.»
من با حرفش خندم گرفتم و چیزی نگفتم و رفت...

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱۶)

love Between the Tides⁵(پارت پنج: بازی) شببه دلیل اینکه حالم...

love Between the Tides⁶(پارت شش: انتخاب سخت/نابودی زندگی) سو...

سلاممم این پیج برای اینکه اگر پیجم مسدود شد حتما فالوش کنید ...

love Between the Tides

~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹⁰* ~~~~~~~~~~~(وی...

love Between the Tides: آخرسه روز پیش تهیونگ: چشمات رو ببند ...

تک پارتی از میتسویا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط