{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

..

..
در ظهر های گرم دود آلود

ما عشقمان را در غبار کوچه می خواندیم

ما با زبان ساده گلهای قاصد آشنا بودیم


ما قلبهامان را به باغ مهربانی های معصومانه می بردیم

و به درختان قرض می دادیم
.
ظهرتون با دلبرتون❤ ️👉
دیدگاه ها (۵)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

ظهر تون عاشقـــــــــــــونه🍃دراین ظهر زبیا🍃🕊سرشار ارشادے ...

ما عشقمان را در غبار کوچه میخواندیمما با زبان ساده ی گلهای ق...

دستی که با یک گل از پشت دیواری صدا میزد یک دست دیگر را و لکه...

آن روزها رفتند آن روزهای خوبآن روزهای سالم سرشارآن آسمان ها...

آن روزها رفتند آن روزهای خوبآن روزهای سالم سرشارآن آسمان ها...

آن روزها رفتند آن روزهای خوب آن روزهای سالم سرشار آن آسما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط