{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

..

..
در ظهر های گرم دود آلود

ما عشقمان را در غبار کوچه می خواندیم

ما با زبان ساده گلهای قاصد آشنا بودیم


ما قلبهامان را به باغ مهربانی های معصومانه می بردیم

و به درختان قرض می دادیم
.
ظهرتون با دلبرتون❤ ️👉
دیدگاه ها (۵)

بودنها هم بودنهای قدیم !نه اینترنت بود، نه تلفنفقط نگاه بود،...

‏ناموسا یکی به این شماره بده چیزی ازش باقی نموند.....😀 😀 

ماه و باروت پارت پنجم:#ماه_و_باروت----هوای بندر غربی سنگین ب...

My professor Part:24بالاخره روزی که ازش وحشت داشتم رسیده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط