{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۳

پارت ۱۳
ا ماه بعد
ا.ت: هیششش بخواب هیون جونگ الان اگه بابات بود کلی. دوست داشت حیف که قدرتو ندونست
کای: خانم
ا.ت: عیشششش هیون تازه خوابیده
بله
کای: باید برا کارا برید به کالیفرنیا
ا.ت: عاممم... اونجا چیکار چقدر
کای : حدود یک سال یک سالو نیم اینا
.ا.ت:باشه بگو وسیله هامون رو جمع کنن
کای : چشم
.
.
.
۵سال بعد
ا.ت ویو :
خب الان حودودا هیون جونگ ۵ سالشه و ما هنوز تو کالیفرنیا هستیم
هیون جونگ: مامانیییییییییییییی من اومدممممممممممم
ا.ت: سلام خوشگلم میدونستی امروز میریم کره
هیون جونگ: واقعا اوما (بچه ها هیون هم انگلیسی بلده هم کره)
ا.ت: ارعععععع به عمو کای گفتم وسیله هامونو جمع کنه که چند ساعت دیگه پرواز داریم
.
.
.
ویو کره جنوبی :
ا.ت: اههههه چقدر اینجا عوض شدهههه هوووو
هیون جونگ: واووووو چقدر قشنگه اینجا براوو
ا.ت. : یس بیبی مون
هیون جونگ: مامی
ا.ت: جونم
هیون جونگ: خوابم میاددد خسته شدمممم
ا.ت: برو بخواب پسرم تو اتاقت
هیون جونگ: چشم بابای
ا.ت: بایییی ،،، کای باید ی مهد کودک برای هیون جونگ در نظر بگیرید ی مهد خیلی خوب و آموزنده که ما میخوایم به کارای هولدینگ برسیم اون تنها نباشه و حوصله اش سر نره
کای : چشم خانوم
ا.ت: کای برو استراحت کن منم خسته شدم میرم استراحت کنم بای
کای: چشم خانم خدافظ
.
.
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱۴کای : تق تق خانم ا.ت بیدارید ا.ت: عاممممم. ... بیا ت...

۱۵پارت هیون جونگ: لارا اون عروسک مال منهههههلارا: نهههههه(هم...

پارت ۱۲(یک ماه بعد)ا.ت: کای ،کارای مراسم تشییع درست شد دیگه ...

۱۱پارت (یک هفته یعد)ا.ت ویو : اجوما : دخترم ... دخترم بلند ش...

پرنسس من 21

عشق مافیا

پرنسس من ۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط