{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دور ...

از دور ...
می بوسم تورا
ای آرزوی هرشبم

شاید که با این دلخوشی
پایان گرفت تاب وتبم

ازدور می بوسم تورا
ای کعبه دلبستگی

ای آشنای باوفا
آی مرهم هرخستگی
دیدگاه ها (۳)

بر درت می آمدم هر شب مرا پس میزدیگفتمت نامهربانی دم ز حاشا م...

بعضی وقتهاکسی در زندگیت هستکه اصلا لازم نیست تو را در آغوش ب...

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکستعهد و پیمانی که روزی با دل...

درکنج لبت ظرف عسل بود و ندیدمچشمان تو تاراج غزل بود و ندیدمف...

ط قند روزای تلخ منی......

باباجونم«می‌پرسم از این شب‌های بی‌سحر:این دل که تنگ است، به ...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

🎙 اپیزود ششم «نبض روان» | اتاق‌های تاریک روان«تنهایی؛ وقتی ک...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

سر انجام مادرِ امام زمان چه شد؟!میخای بدونی سرانجامِ حضرت نر...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط