{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه میگفت عاشق چشمای سیاهه... سیاهه سیاه رنگ شب... میگف

همیشه میگفت عاشق چشمای سیاهه... سیاهه سیاه رنگ شب... میگف چشما که سیاه باشن برق میزنن ، آدم غرق میشه...
ولی من عاشق چشمای روشنش بودم... نمی‌دونست چشماش چه برقی داره تو نور خورشید... نمی‌دونست هربار دلمو می‌لرزونه... عشق برا من یه معنی داشت... روشنی ِ چشماش‌‌... اما اون همیشه از سیاهی یه جفت چشم می‌گفت... همیشه برام سوال بود که چشمای قهوه ای من چه به سیاهیِ شب... یه شب وسط کلی حرف عاشقونه یهو گف چشماش مثه شب بود...
همونجا بود فهمیدم هیچ وقت چشمای منو ندیده بود که بفهمه رنگشون چیه... اون دلش گیر یه جفت چشم سیاه بود که چشمای من نبود... همونجا بود که فهمیدم باید دل کنم برم... اما اون هیچ وقت نفهمید برق چشمای روشنش کاری با دلم کرده بود که یه جفت چشم سیاه با دلش...
چشما ... لعنتی ترین قسمت یه عشقن...
کاش هیچ وقت کسی گرفتار برقِ یه جفت چشم نشه.‌‌..
‌
‌
دیدگاه ها (۲)

من عاشق سیاه و سفیدم؛چون توی دنیای من،هر چیزی که رنگ داشت، ب...

چشم تیله ای تقریبا مدت زیادی میشد که تو جنگل انبوه از درخت و...

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار بدون میکاپ مارو میبینن و ...

چند پارتی پارت ۱صدایِ خش‌خشِ برگ‌های پاییزی زیر پاهام، تنها ...

پارت سوم شروعی دوباره

هنوزم وقتی می‌نویسم، دستم می‌لرزه. نمی‌دونم از سرماست یا از ...

P. 4𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔𝖓𝖑𝖞 𝖎𝖙'𝖘 𝖒𝖎𝖓𝖊. "اون ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط