{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۷

پارت ۲۷
Love

هیونجین:عزیزم فقط داری برایه خودت تنبیه میخری پس با من درست برخورد کن عزیزم
فیلیکس:خب من مگه چی گف..........
هوانگ دستش رو رویه دهن فیلیکس گفت
هیون: فقط بگو چی میخاستی
فیلیکس چشم قره ای رفت و بعد گفت
فیلیکس: خب شما .... یعنی تو هعی منو میبری دکتر و حطما دلیل حال بدمو فهمیدی پس بهم بگید.‌.....یعنی چیز بگو
هیونجین پوزخندی زد و به لبایه البالویه فیلیکس نگاه کرد و بعد خمار چشماشو به چشمایه لیکسش داد و گفت
هیون: اره فهمیدم
ولی تو لازم نیست بدونی یک ماه دیگه میفهمی
فیلیکس حرم هایه همسرشو نمیفهمید
وقتی به خودش اومد لبایه هیون رویه لباش بود و گاز هایه ریزی ازش میگرفت

پارت جدید
تقدیم نگاه هایه زیباتون
دیدگاه ها (۸)

پات ۲۸Loveویو چند روز بعد مهمونی بزرگی داخل خونه هان و مینه...

پارت ۲۹Loveخودش رو تو بغل برادرش پرت کرد بوم: داداشی.هق .....

شخصیت هایه جدید فیک عشق هستش اسلاید اول و دوم یوجو برادر مین...

دمت گرم🫠🫂

پارت ۹ویو من فیلیکس تعجب کرده بود دوست نداشت علان رابطه داشت...

پارت ۳ویو هیونجین جانشینی این بود که یکی از کار های که گاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط