سرویس امنیتی دیمن پارت هفتم:
سرویس امنیتی دیمن پارت هفتم:
کم کم همه نگرانتر شدن حتی یوریچی . همه با هم موزان رو به بیمارستان رسوندن دکتر اومد و گفت:بیمار شما آقای موزان بخاطر خوردن یه شیع سنگین مثل ملاقه بی هوش شدن.
همه باشنیدن کلمه ی ملاقه با خشم به یوریچی نگاه کردن
آکازا:کی خوب میشه؟
دکتر:ایشالا یه ماه دیگه
همه آهی بلند کشیدن
دکتر:شوخی کردم فردا تقریبا
همهی کیزوکی ها رفتن به غیر از کوکوشیبو
یوریچی:بدو بریم خونه زود باش
کوکوشیبو:من باید پیش موزان باشم
یوریچی:دکتر بیمار باید همراه داشته باشه؟
دکتر:بله
یوریچی زایع شد و به خونه اش رفت
کم کم همه نگرانتر شدن حتی یوریچی . همه با هم موزان رو به بیمارستان رسوندن دکتر اومد و گفت:بیمار شما آقای موزان بخاطر خوردن یه شیع سنگین مثل ملاقه بی هوش شدن.
همه باشنیدن کلمه ی ملاقه با خشم به یوریچی نگاه کردن
آکازا:کی خوب میشه؟
دکتر:ایشالا یه ماه دیگه
همه آهی بلند کشیدن
دکتر:شوخی کردم فردا تقریبا
همهی کیزوکی ها رفتن به غیر از کوکوشیبو
یوریچی:بدو بریم خونه زود باش
کوکوشیبو:من باید پیش موزان باشم
یوریچی:دکتر بیمار باید همراه داشته باشه؟
دکتر:بله
یوریچی زایع شد و به خونه اش رفت
- ۲.۰k
- ۰۷ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط