تک پارتی
موضوع: وقتی خواهر کوچیکتر از خودشی و بدون اجازش میری بار
...........................................................................
.ویو ا/ت
امروز حوصله ی هیچی رو اصلا ندارممم حالا لینو همش کمپانیه اوفف بذار به سونا زنگ بزنم بگم بریم بار
ا/ت: الو سلام سونا خوبی؟
سونا: الو سلام خوبم مرسی چه عجب خبری ازت شد
ا/ت: ببخشید آخه واقعا حوصلم سر رفته این چند وقت، لینو هم که همشش کمپانیه
سونا: آها خب آره درکت میکنم
ا/ت: سونا میای بریم بار؟؟
سونا: آرههه چرا که نه
ا/ت: پس زود آماده شو بریم بار میام دنبالت یک ساعت دیگه
ویو نویسنده
ا/ت و سونا از هم دیگه خداحافظی کردن و ا/ت رفت آماده بشه
ا/ت آماده شد و رفت دنبال سونا و سوارش کرد بعد رفتن بار و هر کدوم برای خودش نوشیدنی سفارش داد
نوشیدنی ها اومدن....
ا/ت و سونا گرم صحبت شده بودن بعدش ا/ت سونا رو رسوند خونش خودشم رفت خونه
ویو ا/ت
ماشین رو پارک کردم بعد رفتم در خونه رو باز کردم دیدم چراغ ها روشنن رفتم تو دیدم لینو داره روی آهنگش کار میکنه رفتم پیشش نشستم گفتم: سلام لینو
لینو: سلام خوبی کجا بودی؟
ا/ت: هیچی حوصلم سر رفته بود رفتم به سونا زنگ زدم که بریم بار
لینو: آها تعجب کردم آخه چیزی نگفتی
ا/ت: اشش ببخشید یادم رفتت
لینو: اشکالی نداره برو لباساتو عوض کن
ا/ت: باشه
♡پایان♡
بچه ها این درخواستی بود
...........................................................................
.ویو ا/ت
امروز حوصله ی هیچی رو اصلا ندارممم حالا لینو همش کمپانیه اوفف بذار به سونا زنگ بزنم بگم بریم بار
ا/ت: الو سلام سونا خوبی؟
سونا: الو سلام خوبم مرسی چه عجب خبری ازت شد
ا/ت: ببخشید آخه واقعا حوصلم سر رفته این چند وقت، لینو هم که همشش کمپانیه
سونا: آها خب آره درکت میکنم
ا/ت: سونا میای بریم بار؟؟
سونا: آرههه چرا که نه
ا/ت: پس زود آماده شو بریم بار میام دنبالت یک ساعت دیگه
ویو نویسنده
ا/ت و سونا از هم دیگه خداحافظی کردن و ا/ت رفت آماده بشه
ا/ت آماده شد و رفت دنبال سونا و سوارش کرد بعد رفتن بار و هر کدوم برای خودش نوشیدنی سفارش داد
نوشیدنی ها اومدن....
ا/ت و سونا گرم صحبت شده بودن بعدش ا/ت سونا رو رسوند خونش خودشم رفت خونه
ویو ا/ت
ماشین رو پارک کردم بعد رفتم در خونه رو باز کردم دیدم چراغ ها روشنن رفتم تو دیدم لینو داره روی آهنگش کار میکنه رفتم پیشش نشستم گفتم: سلام لینو
لینو: سلام خوبی کجا بودی؟
ا/ت: هیچی حوصلم سر رفته بود رفتم به سونا زنگ زدم که بریم بار
لینو: آها تعجب کردم آخه چیزی نگفتی
ا/ت: اشش ببخشید یادم رفتت
لینو: اشکالی نداره برو لباساتو عوض کن
ا/ت: باشه
♡پایان♡
بچه ها این درخواستی بود
- ۷.۱k
- ۱۴ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط