{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

spy ×fsmily

spy ×fsmily
فصل •۳•پارت•۶•
زنگ میخوره

آنیا هنوز قیافش ترسناکه

آنیا و دامیان می‌شینن کنار هم

دامیان: کله صورتی حالت خوبه؟

آنیا: عام اره .خوبم


دامیان:.......

زنگ آخر میخوره

دامیان داره می‌ره سمت خوابگاه

آنیا: پسرررر دومممم.. وایسااا

دامیان: هوم؟ بله؟

آنیا: حالا که تو داری برمی‌گردی خوابگاه من بدون تو باید تو اون عمارت چیکار کنم ؟(داره با انگشت هاش هم بازی می‌کنه)

دامیان سرخ میشه میگه: خب من چه میدونم همون کاری که همیشه می‌کنی تازه شم اون دیمیتریوس جونت هم هست


آنیا: هی.... پسر دوم . تو نمیتونی اینطوری بگی اصن حالا که اینطوریه... من می‌خوام بیام خوابگاه


دامیان: هی دختره تو نمیتونی که .....

آنیا: همینه که گفتم..

دامیان: به هرحال خوابگاه دختر و پسر جداست

آنیا: اوم به فکری میکنممممم

دامیان: لاقل امروز برگرد عمارت . مسئول خوابگاه رفته .

آنیا: نمیخوامممممممم

دامیان: دختره پرو اینقدر لج نکننننننننننن

آنیا صورتش رو میاره نزدیک صورت دامیان و یه لبخند شیطانی میزنه میگه: هوم نباید با نامزدت اینطوری رفتار کنی

دامیان سرخ میشه : عععععع... قرار نبود تو مدرسه نگییییی؟

آنیا: به هرحال منو با خودت ببر تو خوابگاه

دامیان: نه.
آنیا: اره
دامیان: نه نه نه

و همینطوری نه و اره میشه تا آقای هندرسون میاد میگه: اینجا چه خبره این بحث بین زوج های جوانی مثل شما اصلا برا ظرافت نیست

دامیان: ا...آقای هندرسون

آنیا: سنسی هندرسون میشه من تو خوابگاه پسر دوم بمونم لطفا ؟

هندرسون: نه. مگه قانون رو نمیدی خانم فورجر؟

ذهن آنیا: دلم برای فورجر تنگ شده بود مرسی آقای هندرسون مرسییی)

دامیان: خانم دزموند درسته؟

هندرسون : این موضوعات به مدرسه نباید کشیده بشه آقای دزموند. شما فعلا یک جوان
هستید

آنیا تو ذهنش: (پسر دوم کودنننننن نکن اینکارو ....... من نمی‌خوام دزموند باشمسمبمبخبخ)

دامیان زیر لب: ایش...

آنیا: خب من چون شرایطی ندارم برم خونه خودم میشه خوابگاه بمونم؟

هندرسون: باشه .. یک خوابگاه خالی کنار خوابگاه آقای دزموند هست ولی امشب رو میتونی بمونی بقیه رو باید ثبت نام کنی

آنیا: چشم سنسی.

آقای هندرسون رفت

آنیا: ههه ههه ههه دیدی پسر دوم؟

دامیان: خدای من ..... بیا بریم....ایش

آنیا: اومدمممممممم

«اینم از این پارت🙂‍↔️🥱»
دیدگاه ها (۹)

گل لیلیوم پارت ۵خبر مهمی دارمگروه برنده ، نفری یک استلا می گ...

پارت اول:عشق حقیقیفلش بک اون زماندامیان ۸ سالش بودموقعیت:عما...

صدای مهیب p10

انیا بعد کش.تن یک انسان اخ لباسم خو..نی شد میره تو دستشویی ت...

سلامتو یوی از کانالا که درباره انیمه اسپای فمیلی فعالیت میکن...

عشقی حقیقی

P21دامیان،دامیان اروم سرشو اورد نزدیک انیا که بگه که یه دفعه...

دروغی که واقعی شد

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط