{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پایانی بی آغاز

پایانی بی آغاز
p16

( آیلین تلفن رو قطع کرد)

جونگکوک: بدبخت شدم

آیلین: دلتم بخواد، گم شین برین بیرون میخوام بکپم

جونگکوک یهو رو تخت دراز کشید

آیلین: هویییی گم شو بیرونن

جونگکوک: چه نیومده رئیس شدی

تهیونگ گوشیش زنگ خورد:
الو؟
باشه باشه
باشه الان میام
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تهیونگ: بچه ها من باید برم

جون ووک: به سلامت

جونگکوک: بری که برنگردی

آیلین:...

تهیونگ: آیلین چیزی نمیگی؟

آیلین: گم شین

تهیونگ: منم دوست دارم خدافظیی

آیلین: ولی من ازتون متنفرمممم

جونگکوک: حسمون متقابله ناتنی

آیلین: گگ گگ گگگ، از رو تختم بلند شووووو

جون ووک: خب خب خب، تهییییونگ بیا منم ببر نجاتم بده از دسته اینااا

آیلین: بیا این رفیقتم ببررررر

جون ووک: گود بایی،(رفت)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آیلین: جونگکوک گم شو برو بیرون

جونگکوک لج بازیش گل کرده بود و سرشو با کنجکاوی اورد بالا

جونگکوک: نرم بیرون چیکار میکنی؟

آیلین: گم شوووووووو

جونگکوک: هی ناتنی درست صحبت کن تازه یه روزه اومدی

آیلین: حالا چه یک سال چه یک روز در هر حالت اومدم الانم اینجا اتاقه من پس گم شو برو بیروننن

جونگکوک: پرنسس مثل اینکه یادت رفته اون دفعه چه اتفاقی افتاد

(آیلین یادش اومد)

آیلین: ب برو بیرون

جونگکوک: نمیرم، میخوام همینجا بخوابم

آیلین: به درک برو رو زمین بخواب

آیلین با پاهاش جونگکوک رو پرت کرد رو زمین

جونگکوک: آیی... یااااااااا

آیلین: دسته تبررر گمشو

جونگکوک: اصلا میرم ولی نوبت ما هم میرسه ناتنی

آیلین: گمشووو "یه بالش پرت کرد سمته جونگکوک ولی جونگکوک سریع رفت بیرون"

ویو نویسنده ی خوشگلتون😎:

آیلین رفت از توی کمد یه کراپ مشکی و یه بیژامه ی مشکی و آبی برداشت و پوشید
رفت رو تخت و با لپتاب شروع کرد به فیلم دیدن که کم کم خوابش گرفت ، لبتاپ رو خاموش کرد که بخوابه که...

ویو آیلین:

داشتم میخوابیدم که یهو صدای نوتیف گوشیم اومد، شماره ناشناس بود،من که هنوز به کسی شماره ندادم پس این دیگه چه سمیه و رفتم ببینم که چی نوشته که یهو
اون گاو اومد تو اتاق

آیلین: باز چه مرگتهه

جونگکوک: گم شو بیا یه چیزی درست کنن

آیلین: جاننن؟ خودت یچی درست کن کوفت کنن

جونگکوک: نمیتونمممم

آیلین: به یِوَرَممم گشنه بمونن

جونگکوک: پاشوووو

آیلین: گم شو الان میام

جونگکوک: زود بیااا

آیلین: بروووو میاممم

از صفحه چت اومدم بیرون و..
ادامه داردد... 💤
شرط:
بازنشر: ۵
لایک: ۱۴
کامنت: ۱۵
#جنی#لیسا#رزی#جیسو#بلک_پینک#تهیونگ#وی#جونگکوک#یونگی#شوگا#نامجون#آر_ام#جیهوپ#جین#جیمین#بنگتن#بی_تی_اس#رورا#پریتا#آسا#روکا#رامی#آهیون#چیکیتا#بیبی_مانستر#استری_کیدز#کی_پاپ#کی_دراما#فیک#فیکشن#فیک_نویس
دیدگاه ها (۲۸)

https://abzarek.ir/service-p/msg/3368802لینک ناشناسم👆🏻💫 #جنی...

فحش دادنشم جذابهههههعررررررررررررررررررررررررررر 😭😭😭😭😭#چا_وو...

ایانی بی آغازp15تهیونگ ویو: دست جونگکوک و جون ووک رو گرفتم و...

پایانی بی آغازp14ویو آیلین: وقتی درخونه رو بستن یهو مثل جت د...

پایانی بی آغاز p11 " تو اتاق جونگکوک "جون ووک: داداش نقشه ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط