{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولین بار که چشمانش را دیدم .

اولین بار که چشمانش را دیدم .
قلبِ تپنده زمان ایستاد .
گویی ، کوچه های دلم را آذین بستند.
کائنات، هلهله کنان و پای کوبان ،
این مکث عاشقانه را جشن گرفتند .
و من در چشمان وحشی رام نشده اش دوباره متولد شدم .
دیدگاه ها (۱)

لابه‌لای علاقه یکدیگر "زندگی کنید"و بهخود آویزش کنید! شب‌ها ...

و تو را باید که با تمام "حرف‌هایی‌که" درچشمانت موج می‌زند با...

کاش آنقدر خزان سخت بگیرد بر منتا فراموش کنم برگ و بری داشته‌...

A KISS MADE OF BLOOD

___________________☆HATE TO LOVE★___________________★PART:۱۹...

پارت ۱عوض شدی یا عوضیفلش بک به گذشته (توضیح :رزا دوست دختر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط