میخوام که بادست خیال خدارو نقاشی کنم*رو زانوهاش اشک بریزم
میخوام که بادست خیال خدارو نقاشی کنم*رو زانوهاش اشک بریزم هواروبارونی کنم*گریه کنم گذشتمو سر روی پاهاش بذارم*بگم غریبم بی نشونم برس به دادم*میخوام رو تارو پود شب مقصدو بی هدف برم*توی این هوای بی نفس برم به آخر برسم*برم یه جایی که فقط تو باشی و بی کسی هام*تو سرنوشت دست ببرم بهشت رو تا خودت بیام*تونفس آخرعشق تنها تراز خداشدم*اشکی نمونده توچشام باگریه بی وفا شدم*غصه شکسته دلموآخر این سفر کجاست*وقت بریدن منه دلهره از دلم جداست*تنهاترازخیال تودلو به دریامیزدم*منوصداکن که میخوام دل از جدایی بکنم*دستامو بگیر میدونم تویی اون همیشه بامن*اینه اون محال ممکن مثل اشکه شیشه بامن*
- ۱.۷k
- ۲۶ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط