{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیسکوییت زندگی

بیسکوییت زندگی

یادمه هشت سالم بود…
یه روز از طرف مدرسه بردنمون کارخونه تولید بیسکوییت، مارو به صف کردن و بردنمون تو کارخونه که خط تولید بیسکویت رو ببینیم. وقتی به قسمتی رسیدیم که دستگاه بیسکویت میداد بیرون خیلی از بچه ها از صف زدن بیرون و بیسکویتایی که از دستگاه میزد بیرون رو ورداشتن و خوردن…
ولی من رو حساب تربیتی که شده بودم میدونستم که اونا دارن کار اشتباه و زشتی میکنن، واسه همین تو صف موندم ولی آخرش اونا بیسکویت خورده بودن و منی که قواعدو رعایت کردم هیچی نصیبم نشده بود…
الان چهل سالمه، اون روز گذشت ولی تجربه اون روز بارها و بارها تو زندگیم تکرار شد.
خیلی جاها سعی کردم که آدم باشم و یه سری چیزا رو رعایت کنم ولی در نهایت من چیزی ندارم و اونایی که واسه رسیدن به هدفشون خیلی چیزارو زیر پا میزارن از بیسکویتای تو دستشون لذت میبرن…
از همون موقع تا الان یکی از سوالای بزرگ زندگیم این بوده و هست که خوب بودن و خوب موندن مهمتره یا رسیدن به بیسکوییتای زندگی؟ اونم واسه مردمی که تو و شخصیتت رو  با بیسکوییتای توی دستت میسنجند؟!؟!
دیدگاه ها (۱)

🔻بنزین بعد از تعطیلات عید ۱۴۰۳ سه نرخی میشود؟۶۰ لیتر اول ۱۵۰...

:بانو سلام!✋🔹روز مرد نزدیکه و به نظرم اومد، چند جمله ای هم ا...

از همون موقع تا الان یکی از سوالای بزرگ زندگیم این بوده و هس...

بابایِ خوبم دلم براے ڪودڪے هایے ڪه تویِ آغوشِ مردانه ات مچال...

Part2+آقای لاکلین ما منتظریم∆اهم اهم (صداش رو صاف کرد)∆خب می...

Black life(Part 10) _ بگو پیشنهادت رو بگو ☆ تو که الان کوچیک...

پارت 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط