{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو میرفتی خدایم گریه میکرد

تو میرفتی ،خدایم گریه میکرد

جهان برشانه هایم گریه میکرد

میان واژه های بی سرانجام

غزل هم پا به پایم گریه میکرد
دیدگاه ها (۱)

صـدای مرگ میدهد ،اتاق و میز و دفترمنه خنده میکند لبم ،نه غــ...

دور از نوازش‌های دست مهربانتدستان من،در انزوای خویش تنهاستبگ...

ستاره های سربی ایرج جنتی عطایی

انگار تو هر روز ستودنی تر می شویو من هرروز عاشق تر،انگار تما...

ناز معشوق گران است خریدن بلدی ....؟غزل از غم بنویسم شنیدن بل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط