( خوانواده×جاسوس )پارت 2
( خوانواده×جاسوس )پارت 2
مرد:خب من دنی هستم
لوسی:خوشبختم دنی! منم لوسی باید برم خدافظ شاید هم دیگه رو دوباره ببینم!
ویو لوسی از بازار رفت رسید خونه
لوسی:میدونی چرا تنها زندگی میکنم! ( با داد)
خوب من یه قاتل هستم و یه گروه مافیا کار میکنم فهمیدی؟!
لوسی هرچی تو دل ش گفت و رفت خوابید
ویو دنی
از وقتی لوسی میبینم قرمز میشم چراا؟!(( وایسا ببینم نکنه.. نه.. نه..))
(نویسنده:اره اره اره 😝😝)
فردا شد لوسی بیدار شد روتین همیشگی رو میکرد
یه خبر به دست ش رسید
نامه
سلام خانم بنفش شب خوبین؟! امشب یه مهمونی دعوتید
**مثلا هر یه ادرس داده*
ویو لوسی
ها؟! فهمیدم پس قشنگ ترین لباس که دارم بپوشم
«شب شد»
تو مهمونی لوسی داشت میرفت که به مردم سلام کنه که یهو بهش برخورد کرد
لوسی داشت میوفتاد که یهو ...............
خوب شد الان؟!
اونایی که گفتن کجاش خانواده جاسوسه عزیزم من من فقط 2 پارت گزاشتم🫠 انشالله پارت سه فردا میزام
مرد:خب من دنی هستم
لوسی:خوشبختم دنی! منم لوسی باید برم خدافظ شاید هم دیگه رو دوباره ببینم!
ویو لوسی از بازار رفت رسید خونه
لوسی:میدونی چرا تنها زندگی میکنم! ( با داد)
خوب من یه قاتل هستم و یه گروه مافیا کار میکنم فهمیدی؟!
لوسی هرچی تو دل ش گفت و رفت خوابید
ویو دنی
از وقتی لوسی میبینم قرمز میشم چراا؟!(( وایسا ببینم نکنه.. نه.. نه..))
(نویسنده:اره اره اره 😝😝)
فردا شد لوسی بیدار شد روتین همیشگی رو میکرد
یه خبر به دست ش رسید
نامه
سلام خانم بنفش شب خوبین؟! امشب یه مهمونی دعوتید
**مثلا هر یه ادرس داده*
ویو لوسی
ها؟! فهمیدم پس قشنگ ترین لباس که دارم بپوشم
«شب شد»
تو مهمونی لوسی داشت میرفت که به مردم سلام کنه که یهو بهش برخورد کرد
لوسی داشت میوفتاد که یهو ...............
خوب شد الان؟!
اونایی که گفتن کجاش خانواده جاسوسه عزیزم من من فقط 2 پارت گزاشتم🫠 انشالله پارت سه فردا میزام
- ۲۶۵
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط