{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای دل خودم می نویسم ...

برای دل خودم می نویسم ...



برای دلتنگی هایم



برای دغدغه های خودم



برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !



برای دلی که دلتنگم نیست ...



برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...



برای خودم می نویسم !



بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!
دیدگاه ها (۴)

به همه چیز عادت می کنیمبه داشته ها و نداشته هایمانخیلی طول ن...

بی خیال تمام هیاهوی اطرافبر ساحل زندگی قدم می زنمبی خیال فکر...

اغلب فکر می کنیم؛ اینکه به یاد کسی هستیم؛ منّت ی است بر گردن...

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی.  دلت بگیره ولی دلگیری ن...

وقتی بعد از چهار ماه جنگیدن ، دوندگی و خون دل خوردن از بی رح...

تویی که الان تازه یاد جنوب افتادی!اون زمان که مدرسه میناب رو...

-چرا می‌نویسم ؟شاید برای آنکه واژه‌ها تنها پناهگاهم شده‌اند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط