{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام

من شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام
تو تصوّر می کنی چوبِ خدا را خورده ام

نه! خیال بد نکن، چوب خدا اینگونه نیست
من هرآنچه خورده ام از دست دنیا خورده ام

ساده از من رد نشو ای سنگدل، قدری بایست
من همان « فرش ِ گران سنگم » ، فقط پا خورده ام

قطره ام امّا هزاران رود ِ جاری در من است
غرق در دلشوره ام انگار دریا خورده ام

دائما در حال تغییرم ، بپرس از آینه
بارها از دیدن تصویر خود جا خورده ام....
دیدگاه ها (۱)

پرسید:کدام راه نزدیکتراست؟ گفتم :به کجا؟ گفت :به خلوتگه دو...

این شنیدستم که پیری پاک باز همسفر شد با فقیری بند باز کرد...

مرد فقیری از خدا سوال کرد: چرا من اینقدر فقیر هستم؟ خدا پاس...

در اینجا چار زندان است به هر زندان دو چندان نقب، در هر نقب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط