{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ملودیتلخ

ملودی_تلخ🍷
Part: 87
سر تهیونگ به ضرب به طرفم برگشت
+اومم مامان جون ببخشید اگه زیادی سوال میپرسم....
~نه... نه.. ننـ..خب درسته چون تو کنجکاوی عزیزم... اوم... اومممم یه جورایی همینوگفتیم

+قبول کردن؟
~معلومه
+وایی خداروشکر یه لحظه قلبم اومده بود تو دهنم
~البته فیلمو دیده بودن

دست خودم نبود یه دفعه فریاد کشیدم
+چیییییییییی؟
~نترس خانم بود
+اهااااااا ولی خبببب زشتههه
~به همراه یه اقا

+......

_بحثو تموم کنیم مامان بعد غذاهایی که برامون هدیه اوردی میاییم
قول میدم همشونو امتحان کنم
~عالیه پسرم مثل همیشه

مطمئن بودم اگه یه کلمه دیگه میگفت همین جا سکته رو میزدم

بلند شدم و به سمت پنجره رفتم
نفس عمیقی کشیدم و برگشتم
خوابم نهه؟
درست میشنیدم؟

_زیاد فکر نکن بیا بخور
+میل ندارم
_بیا بخور
+نمیخوام
_اوکی یک ساعت بعد وسط کارمن نگی گرسنمه
+ها؟
_هیچی بعدا میفهمی
توی این وضعیت اینم چرتو پرت میگفت
_زشتول خانم بیا بخور
زشتت؟

+باشه اصلا من زشت ولی حداقل توی اتاق ساخته شدم نه کتاب خونه!!


༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
دیدگاه ها (۱)

‌ملودی_تلخ🍷Part: 88قاشق غذای تو دستش از دستش افتاد و با دهن ...

‌ملودی_تلخ🍷Part89+عمو... اومم.... من... من خواستم بپرسم مام...

*عـشـق؟اگـه کـسـی نـزدیـکـش شـه بـه روحـم قـسـم قـتـل انـجـا...

لایک و فالو یادت نره بانو#تهکوک#بی_تی_اس#تهیونگ#جونکوک#تیک_ت...

ازدواج اجباری/part3

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط