{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ملودیتلخ

‌ملودی_تلخ🍷
Part89
+عمو... اومم.... من... من خواستم بپرسم مامانو بابام منو کجا ساختن ؟

سکوت کرد پشت تلفن
چند دقیقه ای هیچی نمیگفت
سریع زدم رو بلند گو و دوباره پرسیدم

+ مامانو بابام منو کجا ساختن ؟
~اوم....عموجان.. بعد از مدت ها زنگ زدی این چیزارو میپرسی؟ یادم نمیاد، ولش کن میخوام ببینمتون اوضاعتون خوبه؟

+عمو دروغ نگو بگو دیگه
~یادم نمیاد عموجان

دروغ میگفت همیشه همه چیز رو یادش بود

و از اونجایی که زده بود رو بلند گو و بقیه خانواده زن عمو پسر عمو دخترعمو و بقیه فرزندان و فامیل شاهد سوالم شده بودن میدونستم که خجالت میکشه بگه

افراد خانواده از جمله فرزندان عموم سعی میکردن اروم بخندن و فکر میکردن من خرم نمیدونم صدا رو بلندگوعه اونام میشنون

+عمو سلام به بقیه برسون
~چشم.. چشم
+خب نگفتی!؟
~عزیزم تروخدا ولکن
+بگو دیگههه
~تو...
+تو..؟
~تو... تو... توماشین
چییییییییی!؟؟؟؟؟؟

شرایط پارت بعدی ۹ تا لایک ۴ تا کامنت
༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
دیدگاه ها (۸)

ماه_تیره🌑Part: 100واسه خودمم باوش سخت بود که چی میگمچشمای ار...

ماه_تیره🌑Part: 101جدی بود؟ +اوم متاسفم قول میدم دیگه شوخی نک...

‌ملودی_تلخ🍷Part: 88قاشق غذای تو دستش از دستش افتاد و با دهن ...

ملودی_تلخ🍷Part: 87سر تهیونگ به ضرب به طرفم برگشت+اومم مامان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط