{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ملودیتلخ

‌ملودی_تلخ🍷
Part: 88
قاشق غذای تو دستش از دستش افتاد و با دهن باز بهم مینگرید
+چته!؟

پشماش ریخته بود از حرفم یه دفعه جم و جور شد قاشق برداشت و کنار گذاشت
_اومم عجب

+اخیی بمیرم برات
_شرط میبیندم توروهم تو اتاق نساختن
+ساختن
_ثابت کن
+نمیتونم.... من... من.. ندارمشون

حرفی نزد....
و منم نمیخواستم که جا بزنم
+از عموم میپرسم
_عه عمو داشتی!؟ پس چرا پیش اونا زندگی نمیکردی؟
+نمیخواستم واسه کسی زحمت بشم.... ولش زنگ میزنم بهش میپرسم

_عروسک باشه قبولت دارم نیاز به ثابت کردن نیسـ...

+نخیر
_شاید عموت ندونه
+نه اون همه چی میدونه
_عروسک.... بیا تمومـ....

+نع
سریع به سمت گوشیش رفتم و برداشتمش به سمتش گرفتم تا رمزشو باز کنه
بعد از اینکه رمزو باز کرد
به زور شماره عموم یادم امد و تماس گرفتم
بعد از شیش تا بوق جواب داد

+سلام عمو خوبی؟

کلی قربون صدقه بعد زد زیر گریه
+عمو تروخدا گریه نکن



༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
دیدگاه ها (۱)

‌ملودی_تلخ🍷Part89+عمو... اومم.... من... من خواستم بپرسم مام...

ماه_تیره🌑Part: 100واسه خودمم باوش سخت بود که چی میگمچشمای ار...

ملودی_تلخ🍷Part: 87سر تهیونگ به ضرب به طرفم برگشت+اومم مامان ...

*عـشـق؟اگـه کـسـی نـزدیـکـش شـه بـه روحـم قـسـم قـتـل انـجـا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط