{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم


پارت ۳۴

دیانا، منم بعد اون بوسه یه جوری شدم ولی نمیدونم اون حس عجیب چیه

ارسلان، من دوست دارم

دیانا، منم این حس رو بهت دارم

ارسلان، آروم بوسه ای رو لبش زدم

دیانا، یعنی منو تو عاشق همیم

ارسلان، اوهوم

دیانا، خوب پاشو بریم خرید

ارسلان، چرا

دیانا، برای عشقت لباس نمیخری قهرم

ارسلان، باشه الان زوده ساعت ۴ میریم
دیدگاه ها (۲)

رمان ملک قلبم پارت ۳۵... چند ساعت بعد ...دیانا، پاشو بریم ار...

رمان ملک قلبم پارت ۳۶فروشنده، مبارک باشهدیانا، ممنون خوب عز...

رمان ملک قلبم پارت ۳۳دیانا، پاشدم لباسهام رو پوشیدم رفتم پای...

پارت ۱۳۸رزت : تو هم حس خوبی نداری؟ کیان : اوهوم.... ولی تا ج...

پارت ۲۲بعد از اون جمله‌ش…دیگه رسماً نمیتونستم درست نفس بکشم....

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط