دلم شکست امشب یه سوسک دیدم که داشت جلوم ، رو میز
دلم شکست امشب یه سوسک دیدم که داشت جلوم ، رو میز راه میرفت نگاش کردم گفتم چته تو؟؟؟؟ یه نگاه مظلومانه بهم کرد ، زل زد توچشام چشاش پر از اشک شده بود ، از دنیا بریده بود یهو بغضش ترکید گفت آخه مرد، این رسمشه......... رسمشه من تو این سن و سال، اول جوونی , زنم رو از دست بدم؟! گفتم چی شده آخه؟؟؟؟ گفت یه سوسکو چند سال میخواستم ، رفتم جلو که زنم شه باباش راضی نمیشد ، واسطه بردم ، گریه کردم ، آخر باباش راضی شد.. تمام زندگیم بود.. امشب باهاش اومدم بیرون که یه دوری بزنیم اما یکی از شماها تا مارو دید حمله کرد به ما من تونستم فرار کنم اما زندگیم رو اون نامرد کشت.. آخه این رسمشه؟؟؟ ما خانواده نداریم ، ما عشق نداریم؟؟؟ .. من دیگه اشکام در اومد، سریع از اتاق رفتم نمیدونم الان کجاست , کاش میتونستم آرومش کنم اما نشد!!!!! دوستان قبول کنین واقعا از دست دادن عشق سخته ازتون خواهش میکنم اگه خواستین سوسکی رو بکشین حداقل ببینین حلقه تو دستش داره یا نه .!! ممنونم ازتون، لطفا ارسال کنین واسه همه اطلاع رسانی بشه..
- ۷.۰k
- ۰۹ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط