{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدواج اجباری

ازدواج اجباری
پارت 36
پدر و مادر کوک رفتن و کوک و خواهرش خونمون موندن پدر مادر من هم داشتن میرفتن خونه‌ی خالم
ما سه تا هم موندیم خونه
کوک : خب چیکار کنیم
لوسی : هیچی بریم خرید
خواهر کوک: ارهههه بریمممم
رفتیم سوار ماشین شدیم و به سمت یه مرکز خرید راه افتادیم اول چند تا منو میسا (خواهر کوک) کفش خریدیم
بعد رفتیم سمت لوازم آرایشی فروشی اونجا هم داشتم چند تا کرم پودر تست میکردی که نوبت رسید به رژ لب
کوک‌: من برات تست میکنم
لوسی: باشه
کوک داشت رژ لب رو روی لبم میزد و یکدفعه منو بوسید و بعد از چند مین ازم جدا شد
لوسی: خرررر چیکار می‌کنی
کوک: هیچی این رنگ بهت نمیاد
به
چند تا بردار بریم دیگ این
اووووو میسا خانم میخواد آرایش کنه
با اجاره کی
میسا : داداش الان یادت افتاد یه خواهر داری
لوسی: چیکار داری جونکوکااااا میخواد آرایش کنه
واییی اونجارو چه لباس های خوشگلی داره میساااااا بیا بریم
واییی چقدر لباس هاش نازن
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

ازدواج اجباری پارت 37خب کوک‌ الان می‌خوام لباس بخرم تو بشین ...

ازدواج اجباری پارت 38کوک : باشه بابات میسا کجاستلوسی : الان ...

بچه ها فیک بعدی از کی باشه ته یونگ یا جونکوک

ازدواج اجباری پارت 35لوسی : آها عامممم راستی فردا شب استخر پ...

ازدواج اجباری پارت 2رفتم پایین و با گوشیم ور میرفتم و جنا هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط