{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدواج اجباری

ازدواج اجباری
پارت 37
خب کوک‌ الان می‌خوام لباس بخرم تو بشین و به ما دوتا نظر بده
کوک: اوک
یه لباس خوب بردار هاا
لوسی : این چطوره
کوک: نه خیلی جذب
لوسی : این چی واییی این خیلی قشنگه
کوک : نهههههههه کوتاه
لوسی:مسیااا این خوبه
میسا : آره
اصلا جونکوک رو ول کن خودت هرچی دوست داری بخر
لوسی : باشههه
و چند ساعت بعد خرید هامون تموم شد
و توی راه خونه بودیم
رسیدیم خونه و سریع خرید هام رو چیدم توی اتاقم و یه لباس راحتی برداشتم که تاپ شلوارک بود موهام رو بافتم و آرایشم رو‌پاک کردم
و رفتم پایین
میسا : گشنمهههههه
لوسی: کوک پاشو غذا درست کن تو آشپزیت خوبه
کوک: اوکی
کوک بعد از چند ساعت اومد
خب آماده س
لوسی: واوووووو چقدر خوش مزه ست
کوک: نوش جون
لوسی :میسا چرا نمی‌خوری
میسا:عامممم میشه یه دقیقه بیای
لوسی:بله
میسا : فک کنم پریود شدم (خجالت)
لوسی:آهااا خب اینکه خجالت نداره گلم بیا بهت وسایل بدم برو دستشویی و بیا
میسا : مممنونمممم
کوک: چی شد
لوسی :هیچی
کوک:پس چرا رفتی
لوسی:هیچی دیگه
چقدر گیر میدی
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۷)

ازدواج اجباری پارت 38کوک : باشه بابات میسا کجاستلوسی : الان ...

ازدواج اجباری پارت 39جیمین: من تازه بدستتت آوردم چرا باید ول...

ازدواج اجباری پارت 36پدر و مادر کوک رفتن و کوک و خواهرش خونم...

بچه ها فیک بعدی از کی باشه ته یونگ یا جونکوک

فیک نامجون پارت هشتم (میکاپ آرتیست)

من وقتی به خونه ی امی رسیدمبهش گفتم: امی بیا یک پست بزاریم ک...

شب تولدم پارت24 جونگ کوک: باشه باشه (خنده) ویو کوک: رفتم سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط