{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ظهور ازدواج

ظهور ازدواج )
( پارت ۳۶۸ فصل ۳ )

نکنه بلايي سرمون بیارن؟
جيمین جدي و اشفته :گفت میخوای چیکار کنی؟ واسه یه
کني؟واسه
کمپ مزخرف ۳ تا ادم بكشي؟
ته دلم خالي شد..
نه..
نمیتونن اینکارو بکنن. اصلاً ..نمیخوان.
مرده عصبي اسلحه شو مستقيم روي جيمین گرفت و داد
زد این کمپ مزخرف نیست
نفسم بند اومد و چونه ام لرزید
خداياا..
از اضطراب داشتم خفه میشدم
مرتیکه روانی تند :گفت سالانه کلي درآمد داره.. جیمین با نفرت :گفت به قیمت کشتن ادما؟
و سرشو به طرفین تکون داد و :گفت اینکارو نکن بذار ما
بريم.. ما فقط راهو گم کردیم.
تند سر تکون دادم و مظلوم گفتم ما به هیچ کس هیچی
.نمیگیم... قسم میخوریم
پسره که خيلي جوون و حدود ۱۸ یا ۱۹ ساله به نظر میرسید و انگار اسمش ریس بود با خشم :گفت نمیذاریم حقمون رو
بخورن این کمپ حق ماست..
داد زد: حق من و پدرمه ما براش زحمت کشیدیم.
تكون خوردم.
لعنتي..
سینه ام تند تند بالا و پایین شد
پس پدرش بود
با بغض و لرزون گفتم اخه به ما چه ربطی داره؟ ما چیکاره
ایم؟
گریه ام داشت در میومد..
این چه بدبختیه اخه؟
مرده به ریس :گفت برو جيباشونو خالي كن...
ریس اروم اومد سمت ما.
مرده اسلحه شو سفت چسبید و :گفت هرکدومتون حرکت
اضافه اي بکنین میزنم.. واقعا میزنم..دستا بالا..
اواي..
قلبم تند تند و ترسیده به دیواره کوبیده میشد
داد زد: یالا.. دستا بالا.
من و جیمین اروم دستامونو آوردیم بالا.
دستم به حدي میلرزید که انگار داشت از جا در میومد.. ریس اومد سمت جیمین
جیمین دندوناشو به هم فشرد و با خشم پسره رو نگاه کرد. پسره با شك نگاش کرد و گفت هار بازي در بياري خرجت يه گلوله است..
جیمین خشن از لاي دندوناش :گفت میخوام ببینم چی از
دستت برمیاد..
ترسیدم کاري دست خودش بده..
خیلی نگران و ترسیده تند گفتم نه.. جیمین تو رو خداا.. لطفا
حركتي نكن..
میترسیدم
اسلحه داشتن میزدنش
دیدگاه ها (۶)

ظهور ازدواج )( پارت ۳۶۹ فصل ۳ )سرشو کج کرد سمتم.با اشك جمع ش...

ظهور ازدواج )( پارت ۳۷۰ فصل ۳ )چشمامو ترسیده بستم و هق هق خي...

ظهور ازدواج )( پارت۳۶۷ فصل ۳ )با نفس خيلي سنگین و مضطرب به...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۹۰ (。☬⁠。⁠)⁩آرو...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۴۷سرمو پایین انداختم و اروم گ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۵۳پهلو سمتش چرخیدم و گفتم احت...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۶۶ مسخره تو بود همین لبمو گاز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط