ديشب تاساعت 3صبح تو ویس بودم:.............صبح پاشدم ديدم
ديشب تاساعت 3صبح تو ویس بودم:.............صبح پاشدم ديدم چشام شده کاسه خون به لبام داغ جنون،به کنارم توبمون ، نرو باديگري،اون اخريا صداي دستاشون نمياااااااد...
- ۳۹۶
- ۱۲ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط