{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{خوانواده بی ارامش }

{خوانواده بی ارامش }
پارت:۵

ویو فردا صبح :
ویو نامجون : رو تخت خواب بودم که با صدای دعوا بلند شدم
رفتم بیرون دیدم صدا از اتاق بوگوم میاد درو باز کردم دیدم
با دیدن وضعیت خون به مغزم نرسید
( وضعیت اتاق بوگوم: تمام عروسکای بوگوم از رو تختش افتاده بود پایین
اسباب بازیاش شکسته بود و اون وسط انیا و بوگوم دارن دعوا میکنن
انیا داشت جیغ میزد ( ای کثافت) چون بوگوم موقعی که می‌خواست بزنه به
صورتش هولش داد و نامجون
موقعی که بوگوم میخواست انیا رو هول بده وارد شد)
نامجون :بوگوم چه غلتی داری میکنی؟(عربده نه عربدههههه)
بوگوم : بابا ولی این شروع کرد(با گریه و بشدت معصوم )
نامجون یه سیلی محکم به بوگوم زد که باعث شد بوگوم بیوفته پایین و لبش جر بخوره
نامجون همون لحظه رفت سمت انیا که خودش تو اون زمان
انداخته بود لباسشو پاره کرده بود
نامجون: انیا عزیزم خوبی چیزیت نشد؟ این احمق بهت آسیب نرسوند؟( خیلی نرم و مهربون)
دلیل اصلی کمر درد انیا این بود که دیشب.......
فلش بک:

________
دختراااا
این پارتو من ننوشتم
ایشون @ttylsjk
نوشته و تا پارت ۷ من نمی نویسم
چون خیلی کار دارم و دادم ایشون بنویسه
بوس بایی
دیدگاه ها (۸)

{خوانواده بی ارامش }پارت :۶۱اینجا کلا ویو انیاست:اههههه باز ...

{خوانواده بی ارامش }پارت:۷انیا :بابایییی کمرم درد میکنه(خیلی...

{خوانواده بی ارامش }پارت:۴_اره زدم+نامجون ولش کن_هوففف انیا ...

پارت:۸ویو صبح:ات صبح با احساسی که انگار یکی نگاش می کنهبیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط