{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از نبودنت...

از نبودنت...
شاعر شدن حس خوبی نیست،
برگرد...
بگذار فقط یاد بگیرم،
برایت چای دم کنم،غذا بپزم ....
دوستت داشته باشم...
دیدگاه ها (۱)

رفتم....رفتی...نرفت!اصلاً این نفر سوم لعنتیآمده بود تا همه چ...

اِی کاش به جایِ هَمه، می شُد،که دَر این شَهر....این حالِ،به ...

در همین روزهای بارانییک نفر خیره خیره میمیردتو بدی کردی.... ...

عطرش که پیچید،برگشتم..هیچکس نبود. کسی چه می‌داند،شاید...به م...

میگم میشه این قضیه نائی رو تموم کنین حس خوبی ندارم بهش...حس ...

#مافیا_عزیز_من#Part4میرید سر میز ولی هنوز غذا آماده نیست فلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط