{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادے مرا نڪردے یادم تو را فراموش

یادے مرا نڪردے یادم تو را فراموش
فانوس راه بودے حالا دوباره خاموش
یڪ ابر تیره و تار بارانی از نگاهم
موسیقی غریبی ست شعر من و سه گاهم
یڪ قاب عڪس خالی یڪ عطر یادگارے
یڪ صندلی چوبی رویاے ماندگارے !
من بودم و نگاه و یڪ جاده و خیابان
یڪ آسمان و ابرو اهنگ باد و باران
باران به شیشه میگفت راز نهانیم را
او دید و من ندیدم درد عیانیم را
باران نزن به شیشه یڪ بغض خسته دارم
ابرے دورن سینه دردے نگفته دارم
ای واے از این دل تنگ در آه و ناله پیوند
لعنت براین هوا و بر این زمانه ے گند
باران ببین دل من لبریز اشڪ و آه است
دیدے ڪه آسمانم بی ماه و بی پناه است
دیدگاه ها (۸)

گاهی دلم برای تو دل تنگ می‌زندیادِ تو بر سه تارِ دلم چنگ می‌...

تا انارستان پشت خانه ام فاصله یک نرده ودیواربود مینش...

غزل غزل سرِ چشمِ تو کار خواهم کردستاره از شبِ چشمت شکار خواه...

مثل شیری پیر که جان دادنش دیدن نداشتحال من بی تو مشخص بود، پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط