{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل شیری پیر که جان دادنش دیدن نداشت

مثل شیری پیر که جان دادنش دیدن نداشت
حال من بی تو مشخص بود، پرسیدن نداشت
جای جای سینه‌ام رد نوازش‌های توست
اشک‌های هرشبم، ای زخم خندیدن نداشت
سال‌ها دنبال خود چشمت دلم را می‌کشید
یک حریف خسته از رنج سفر، بردن نداشت
پرپرم کردی ولی ای عشق این رسمش نبود
یک گل پژمرده‌ی پرپر که پا خوردن نداشت
تا تو رفتی مرگ هر لحظه سراغم را گرفت
طاقت بودن بدون لاله را لادن نداشت...
دیدگاه ها (۶۶)

غزل غزل سرِ چشمِ تو کار خواهم کردستاره از شبِ چشمت شکار خواه...

یادے مرا نڪردے یادم تو را فراموش فانوس راه بودے حالا دوباره ...

شاید امشب مثل هر شب باز، سازم بشکندمن که می‌سازم , ولی تا کی...

نقشه جغرافیای عشق را گم کرده ام شک به آدم شک به حوا شک به گن...

My professor Chapter:2Part:3اما با دیدن جعبه ی کوچیک روی پاه...

part15***ستاره‌های کوچک و بزرگ روی زمین (گل‌ها) محیط رو پر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط