{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دنبال سکه می گردم

دنبال سکه می گردم
می خواهم به گذشته ها زنگ بزنم
به روزهای خوب
به دلهای بزرگ
به پدر پیرم
به جوانی مادرم
به کودکی که کوچه ها را خاطره کرد
میخواهم زنگ بزنم
به دوچرخه ی خسته ام
به مسیر مدرسه ام
که خنده های مرا فراموش کرده
به نیمکت های پر از یادگاری مهر
به سفره ی وصله خورده ی خالی از نان
به زمستانی که با زمین قهر نبود
به چراغ نفتی رنگ و رو رفته ای
که همه ی ما را
با عشق دور هم جمع می کرد
می دانم آن خاطره ها از آن محل
کوچ کرده اند
می دانم هیچ سکه ای
در هیچ گوشی تلفنی
دیگر مرا به آن روزها وصل نخواهد کرد....
دیدگاه ها (۱)

ﺍﺯ ﻳﻪ ﺟﺎیے به ﺑﻌــﺪ بهﺧــــﻮﺩﺕ میگے ﺍﺻـــــﻠﻦ ﭼﻪ ﺩﻟﻴﻠـــے ﺩ...

.رفت با اتوبوسی که همسفرش دلم بودبا کمی سرعت در جاده ای خیس ...

میـــخوام تــو آیــنــه هــا بِــهـتَـــر از ایــن شَــمنِــ...

ﻓﻘﻄ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻛﻦ ..تو سهم من از تموم زیبایی های دنیایی ..ﺑﻴﺎ .. ...

قراری داشتی دیرینه با معبود، می‌دانمصدایت کرد جدت احمد محمود...

🦋دستِ خالی، خواهشِ بیگانه میخواهم چکاربا دلِ پر تردید ویرانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط