{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part6
ویو راوی

بخاطر اینکه همه تا صبح بیدار بودن ظهر به دیر ترین شکل ممکن بیدار میشن الیا ساعت ۱ ظهر و خواهرش یک ساعت بعد از اون الیا انقدر برای شب استرس داشت که حتی بدون همفکری با خواهرش یک جلسه برای ساعت سه ترتیب داد ساعت دو تالیا با عصبانیت وارد اتاق کار شد

+داری چیکار میکنی با اینکه اینجا مال هر دوتامونه ولی در بزن

-اینو من باید ازت بپرسم چطوری بدون همفکری با من یه جلسه تشکیل دادی؟؟؟

+تو خبر نداشتی؟

-نه تو چت شده حتی بهم نه تنها خبر ندادی بلکه باهام مشورتم نکردی

+(الیا با دستاش صورتش رو میگیره)و میگه:من واقعا بهم ریخته ام ببخشید آبجی جلسه رو کنسل میکنم

-نه نمی‌خواد کنسل کنی من فقط موندم از روزی که فهمیدی قراره به این مهمونی بریم چرا انقدر بهم ریخته ای

+نمی‌دونم واقعا نمیدونم چرا

-باشه خودت رو اذیت نکن فقط واسه ی امشب اماده شو
----------پرش زمانی به ساعت ۳ همون روز----------

ویو الیا

با تالیا وارد جلسه شدیم اونجا مکس،گریسون،جیمسون و چند نفر از عروسک های خیمه شبازی بودن که توهم اینو داشتن که یکی از بهترین و نزدیک ترین شریکای ما هستن شروع کردن به صحبت راجب به اینکه چه کسایی اونجا وجود دارن که ممکنه تهدیدی برای مرگ ما باشن و بعد جلسه به پایان رسید

پایان ویو الیا

ویو تالیا

بعد از اون جلسه ی خسته کننده به الیا گفتم

-وای بنظرم خیلی داریم سختش میکنیم تهش حروم کردن یه گلوله توی مغزشونه

+منم دلم میخواد همین رو بگم ولی عمو یچیزه دیگه میخواد

-پاشو دیگه ساعت نزدیک شیشه باید بریم آماده شیم

ویو راوی

وارد اتاق میکاپشون شدن اونجا چندیدن خدمه منتظر بودن تا کارای میکاپ آرایش مو و لباسشونو انجام بدن بچها نشستن و خدمه ها کاراشونو شروع کردن(اسلاید ۲و۳ لباسها شون)

پایان ویو راوی

+وای خدای من چرا باید یه مهمونی اینقدر دور از شهر بگیرن

-منم میخوام غر بزنم ولی وقتی متوجه شدم این در اصل یک مهمونیه که برای شناخت ما تدارک دیده شده باعث میشه به خودمون ببالم

+حق با توئه ولی دیگه رسیدیم نقابتو بزار

ویو راوی

از پله ها بالا رفتن زمانی که اسمشونو صدا کردن وارثین هاثورن وقتی که وارد شدن همه مات و مبهوت بهشون نگاه کردن و هینی کشیدند

-نگاه های هیزشونو میتونم کاملا رومون حس کنم

+فقط دلم میخواد یه تیر داخل مغزشون حروم کنم

دخترا داشتن به سمت میزشون میرفتن که شرکای آسیایی شون رو دیدن

علامت پارک جیمین =
سوکجین§

=بنظر من باید راجب به اینکه شما وارثین دخترید گفته می‌شد

+ببخشید دختر یا پسر چه فرقی داره؟

§نه آخه ببینید.....(تالیا میپره وسط حرفش)

-میتونیم قرارداد رو فسخ کنیم چون بودنتون با نبودنتون فرق خاصی نداره

=نه فکر کنم منظور مارو بد متوجه شدید(دخترا بدون هیچ توجهی به اونا میرن سر میز و میشینن)

-(از داخل ایرپاد)عمو بدجور خودمو نگه داشتم تا نزنمشون

!بچها بیخیال این موضوع بشید سمت چپتون رو نگاه کنید

+ خب اونا کین؟؟

!جئون و کیم دوتا باند که باهم ارتباط نزدیکی دارن برادرن ولی ناتنی

+خب جالب شد

ویو راوی

الیا و تالیا به هم دیگه نگاه کردن و خندیدن همون ثانیه جئون و کیم به همراه پسراشون داشتن میومدن نزدیک دخترا که عمو به همه دستور داد که در حالت آماده باش باشن

-خدایا این خرس چاقالو داره میاد نزدیک که چی بگه(زیر لب گفت)

علامت جئون بزرگ٪
علامت کیم بزرگ*

٪سلام خانم های محترم

-+سلام

+بفرمایید عمرتون

*نظرتون چیه قمار کنیم؟

-حتما چرا که نه ولی قبلش باید یجایی بریم

٪بسیار خب ما منتظرتونیم.....
دیدگاه ها (۵)

Part7ویو راوی دخترا به سمت دستشویی رفتن-فکر نکنم جیمسون و گر...

Part8 ویو جونگکوک زمانی که اون حرف رو به جئون زد رفتم جلو تا...

Part5بدون لایک و کامنت خواندن حرامه 🤭--------پرش زمانی به یک...

Part4ویو راویفردا صبح وسیله هارو جمع کردن و حرکت کردن به سمت...

Part1--علامت هاتالیا»-الیا»+مکس»!الکس»∆جیمسون»^گریسون»×تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط