THE NAME

THE NAME...
گل رز سفیدم
PART...
1️⃣
🖤💋...
نگاهی به صورت معصوم پسرش کرد.
چقدر شبیه پدرش بود!
نگاهش رو داد به ساعت، ساعت 5p.m بود و 2 ساعت برای آماده شدن زمان داشت.
برادر کوچکش از آمریکا برگشته بود.
یه مهمونی بزرگ بود.
تهیونگ خیلی تو باند های مافیایی محبوب بود.
هه سو هم به عنوان رئیس باند هیسوک و هم خواهرش باید به این مراسم میرفت.
7 p.m:
پسرکش را در آغوش گرفت و وارد عمارتی شد که 5 سال پیش از اون رانده شده بود؛توسط پدرش!
اجوما سریعا به سمتش دوید و هیون سوک را گرفت تا به اتاق ببرتش.
تمام مدت هه سو خودش را در میان جمعیت پنهان کرده بود.
9 p.m:
همه رفته بودن و فقط 8 نفر در سالن مانده بودن.
یکی از آنها هه سو بود.
وقتی برادرانش مشغول صحبت بودن آهسته آهسته به سمتشان رفت.
و بعد با صدایی بلند داد زد:
_تهیونگگگگگگگگگگگگگ
هر هفت نفر برگشتن و برادران کیم با دیدن دختر جلوشون حسابی حیرت زده بودن.
تهیونگ دوید تا خواهرش را در آغوش بگیرد؛ اما...
🖤💋...
درست حدس زدین منم بلدم کرم بریزم😁
اما تا قبل از خواب براتون میزارم. 💋🖤
#گل_رز_سفیدم
@w.h.s.scenario.2025
دیدگاه ها (۲)

THE NAME...گل رز سفیدمPART...2️⃣🖤💋... اما همینکه خواست خواهر...

THE NAME...گل رز سفیدمPART...3️⃣🖤💋... _این یعنی 20 ساله بودی...

THE NAME...گل رز سفیدم. PART...معارفه. 🖤💋... ا.ت:اسمش تو فیک...

THE NAME... رمان زندگی🖤💋... نگاهش را به پنجره دوخته بود.آهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط