{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به زن به لبخندی که نداشت نگاه می کنم.از توی اینه با چشم ه

به زن به لبخندی که نداشت نگاه می کنم.از توی اینه با چشم های شیشه ای بی حالت نگاهم می کند.می گویم: چیزی شده؟
می گوید:انگاری لبام مال خودم نیستم نگا کن
دست می کشد روی لب هاش برمی گردد سمت من و می گوید:ببین انگاری خنده ام مال خودم نیست
گیج نگاهم می کند و انگار کسی به سینه ام چنگ می زند.لبخند را زورکی می چسبانم روی بی فرمی لب هام و می گویم:
من که تغییری نمی بینم مثه همیشه ای
چیزی نمی گوید.از اتاق رد می شود مثل بی وزن ترین پر توی دنیا!
و من عجیب این زن غمگین را میشناسم.این که ...
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶⓿_بخش دوم_ریون از بغلم بیرون می‌جهد و می‌پرد روی...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط