{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سکوت_ماموریت

#سکوت_ماموریت
Part2
جونگکوک سوار متورش شد و رفت به باشگاه بوکسش.....
وقتی داشت بوکس کار میکرد ذهنش کلا پیش تهیونگ بود!
و با خودش این سوال هارو مرور میکرد : یعنی اون چه شکلیه؟ خطرناکه؟ قدش بلنده نه شایدم کوتاه! شاید اصلا مبارزه بلد نیست؟! واییی اینا چه سوالاتیه توی ذهن من !
که یهو در باز شد و جیهوپ و جین اومدن ( جیهوپ مربی بوکس و جین ارشد بوکس و برادر جونگکوک )
جونگکوک وقتی جین رو دید گفت : هیونگ چرا اومدی اینجا؟
جین خنده‌ای کردو گفت : مربی از رئیس پلیس پیام دریافت کرد میخواست باتو تمرین کنه که منم با خوش اورد..
جونگکوک نگاهی به جیهوپ کردو گفت : مربی جانگ رئیس پلیس مین چی بهتون گفت ؟
جیهوپ گفت : میدونم قراره بری کیم تهیونگ رو دست گیر کنی ! تهیونگ توی مبارزه کارش حرف نداره برای همین میخوام باهات تمرین کنم..
جونگکوک گفت : اها که اینطور....
جیهوپ نزدیک به چهار ساعت داشت با جونگکوک تمرین میکرد ...که دیگه جونگکوک خسته شدو گفت : فک کنم دیگه بسع...
جیهوپ گفت : باشه ولی از این به بعد ساعت تمرین هات میشع روزی ۵ ساعت!
جونگکوک گفت : ۵ ساعت؟.
جیهوپ گفت : اره!
جیهوپ رو به جین کردو گفت : توی خونه باهاش کار کن ..
جین گفت :بله مربی..
جیهوپ از باشگاه رفت بیرون ..
جونگکوک روی زمین نشسته بود که جین گفت : میای بریم بار ؟
جونگکوک نگاهی جدی بع جین کرد و گفت : معلومه که میام ( با خنده )
جین گفت : اماده شو بیرون منتظرم..
جونگکوک رفت تا اماده بشع و جین هم رفت پایین....
دیدگاه ها (۱)

#بے_صبرانـہ_منتظرتمپارت : 4تهیونگ گفت: میخوام مثل قبل باشیم ...

#سکوت_ماموریتPart1جلسه‌ای بزرگ از طرف رئیس پلیس مین یونگی تش...

رمان: #سکوت_ماموریت ژانر : مافیایی-پلیس مخفی_اکشن-مدرسه ای-ع...

پارت اول تهیونگ: مثل همیشه ساعت نه بیدار شدم باید ساعت ده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط