#سکوت_ماموریت
#سکوت_ماموریت
Part1
جلسهای بزرگ از طرف رئیس پلیس مین یونگی تشکیل شده بود...
همه در حال صحبت بودن و جلسه بسیار شلوغ بود!
رئیس پلیس(یونگی)سرش از سرو صدا درد گرفته بود!
تا این که در باز شد! فردی اومد داخل...
همه با دیدنش زبونشون بند اومد!
بله اون پلیس مخفی جئون جونگکوک بود..
مثل همیشه تیپ لش !!!شلوار سیاه فول بگ بزرگ تیشرت سفید و کربات و کُتی سیاه و لش ...
نگاه هاش مثل همیشع نفس هارو حبس میکرد..
جونگکوک با دستش اب نباتش رو در اورد و اروم اروم رفت جلو..
تنها صدایی که شنیده میشد صدای قدم های جونگکوک بود..
جونگکوک رفت سمت میز و به یونگی گفت: برنامهی امروز چیه رئیس؟
یونگی خندهای کردو گفت: میخوام کیم تهیونگ رو دست گیر کنی !
جونگکوک اخمی کرد و بعد یکی از ابرو هاش رو بالا انداخت و گفت: جانشین مافیا ها؟
یونگی گفت : اره .....الا که رئیس مافیا ها مرده جانشین باید رئیس بشه ولی انگاز بقیه مافیا ها قبول ندارن ...
کیم رفته سمت بزرگ ترین مدرسه...چون کاغذ حکم رئیس بودنش اونجاست...
جونگکوک گفت : اوه.قضیه جالب شد!
سر یه هفته یا شایدم کم تر اونو براتون میارم..
جونگکوک خواست از دفتر بره بیرون که یونگی گفت: اون متفاوته!با بقیه فرق داره؛ بع این زودیا نمیتونی بگیریش !!
جونگکوک گفت: من جئون جونگکوکم ملقب به بهترین پلیس مخفی انتظار داری نتونم بگیرمش؟!
یونگی گفت : اون مثل همه نیست اون دقیقع باهوشه!
جونگکوک گفت: منم یه روباه مکارم که همه رو گول میزنه!
جونگکوک با این حرفش نیشخندی زد و رفت بیرون...
یونگی گفت: امید وارم از انجام این ماموریت بزرگ سیاه پشیمون نشی!
بعد از چند ثانیه جلسع ادامه پیدا کرد...
Part1
جلسهای بزرگ از طرف رئیس پلیس مین یونگی تشکیل شده بود...
همه در حال صحبت بودن و جلسه بسیار شلوغ بود!
رئیس پلیس(یونگی)سرش از سرو صدا درد گرفته بود!
تا این که در باز شد! فردی اومد داخل...
همه با دیدنش زبونشون بند اومد!
بله اون پلیس مخفی جئون جونگکوک بود..
مثل همیشه تیپ لش !!!شلوار سیاه فول بگ بزرگ تیشرت سفید و کربات و کُتی سیاه و لش ...
نگاه هاش مثل همیشع نفس هارو حبس میکرد..
جونگکوک با دستش اب نباتش رو در اورد و اروم اروم رفت جلو..
تنها صدایی که شنیده میشد صدای قدم های جونگکوک بود..
جونگکوک رفت سمت میز و به یونگی گفت: برنامهی امروز چیه رئیس؟
یونگی خندهای کردو گفت: میخوام کیم تهیونگ رو دست گیر کنی !
جونگکوک اخمی کرد و بعد یکی از ابرو هاش رو بالا انداخت و گفت: جانشین مافیا ها؟
یونگی گفت : اره .....الا که رئیس مافیا ها مرده جانشین باید رئیس بشه ولی انگاز بقیه مافیا ها قبول ندارن ...
کیم رفته سمت بزرگ ترین مدرسه...چون کاغذ حکم رئیس بودنش اونجاست...
جونگکوک گفت : اوه.قضیه جالب شد!
سر یه هفته یا شایدم کم تر اونو براتون میارم..
جونگکوک خواست از دفتر بره بیرون که یونگی گفت: اون متفاوته!با بقیه فرق داره؛ بع این زودیا نمیتونی بگیریش !!
جونگکوک گفت: من جئون جونگکوکم ملقب به بهترین پلیس مخفی انتظار داری نتونم بگیرمش؟!
یونگی گفت : اون مثل همه نیست اون دقیقع باهوشه!
جونگکوک گفت: منم یه روباه مکارم که همه رو گول میزنه!
جونگکوک با این حرفش نیشخندی زد و رفت بیرون...
یونگی گفت: امید وارم از انجام این ماموریت بزرگ سیاه پشیمون نشی!
بعد از چند ثانیه جلسع ادامه پیدا کرد...
- ۲۵۹
- ۱۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط