{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پس کوک چی حق کوک بیب من جونم کوک یچیزی میگم میای با

پس کوک چی حق. کوک: بیب. من: جونم. کوک: یچیزی میگم میای با ما زندگی کنی. من: خب اخه شاید بقیه دوست نداشته باشن. کوک: نه جیمین خودش پیشنهاد داد و به بقیه گفت تازه کلی هم خوشحال شدن. من: اممم. شوگا: بیا دیگه با هم همش میخوابیم(منحرف نشید منظور اینه که جفتشون پایه خوابن) من: اوکی فقط قبلش یه سر من برم خونه وسایلمو جمع کنم. اعضا: هوراا حله بریمم🙂.(برش زمانی به خونه هه مین). هه مین: خوب رسیدیم شما برید خونه من وسایلمو جمع کنم میام. جی هوپ: ادرس خونه رو چجوری پیدا کنی اخه یکمپیچیدس. کوک: من پیشش میمونم بعد باهممیایم، اگه هه مین مشکلی نداشته باشه. من: نه خیلی هم عالی. ویو من: منو کوک پیاده شدیم و رفتیم طرف خونم و رفتیم تو. کوک: واو چه زیبا. من: 😊. کوک: خب تو برو وسایلتو جمع کن من اینجا رو مبل مبشینم تا تو بیای یا اینکه میخای ببام کمکت؟ من: بنظرم بیای کمک زودتر جمع میشه. کوک: اوک بیب. من: خب تو اون کمده یه چمدون هس بیارش بیرون درشو وا کن بعد تو اون کشو هه هرچی هست بزار تو چمدون تا منم اون یکی چمدونمو بردارم و لباسامو بزارم. کوک: امر دیگه ای بانو. من: 😂.
دیدگاه ها (۰)

ویو من: داشتیم همینجوری لباس جمع میکردیم که یهو یادم اومد تو...

برش زمان به ساعت پرواز) راوی: بچه ها رفتن فرودگاه و سوار جت ...

صبح خوابیدم. کوک: با هم کام کردیمو بعدش دیگه خسته شدیم حدود ...

P. 12

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت ۴۵

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط