{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

,, مافیای من,,
part :5.


که یکم استراحت کنیم پس خوابیدیم و نزدیکای ساعت 6 بیدار شدیم رفتم از پنجره بیرون و نگاه کردم که یه دریاچه یکم اونور تر از هتل دیدم
ا.ت:اونیی
لیا:بله
ا.ت: میدونستی پشت هتل دریاچه هست
لیا:چی نه برو اونور ببینم
ا.ت:اونی میشه بریم«مظلوم»
لیا:باشه
ا.ت:ایول
از هتل زدیم بیرون و رفتیم پشت هتل دریاچه یکم اونور تر بود رفتیم نشستیم نزدیک دریاچه که یهو
«کوک»
از رستوران زدیم بیرون رفتیم اتاقامون که یکم به کارام رسیدگی کردم ساعت 6 تموم شد که صدای در اومد رفتم باز کردم هیونگ بود
تهیونگ: چیکار می‌کنی پسر
اومد داخل
کوک: هیچ به کارا می‌رسیدم
تهیونگ: اینجا هم کار می‌کنی اومدیم اینجا که استراحت کنیم از فرست استفاده کن و خوش بگذرون
کوک: باشه میگی چیکار کنیم
تهیونگ: امم خب بریم دریاچه یکم هوا بخوریم
کوک: باشه بریم
وسایلمو جمع و جور کردم با هیونگ رفتیم دریاچه یکم قدم زدیم که دوباره اون دختره رو دیدم دلمو زدم به دریا رفتم سمتش
کوک: سلام
ا.ت:س.. سلام کاری داشتید
کوک:امم خب میتونم کنارتون بشینم
ا.ت: خیل خب بفرمایید
نشستم کنارش که
تهیونگ: تو دیگه کی هستی کوک
کوک: خودت بزرگم کردی هیونگ بیا بشین
هیونگم نشست کنارم و
دیدگاه ها (۴)

مافیای من part:6. ...

مافیای من part:7. ...

"مافیای من"part: 4 ...

"مافیای من" part: 3 ...

مافیای من part: 27 ...

مافیای من part: ۲۸. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط