اعترافات شبانه
اعترافات شبانه
پارت ۸
ا/ت:اجوما ميگما من میتونم برم حموم؟
اجوما:بعله دخترم راحت باشین
ا/ت:فقط اجوما ميگما چیزه حموم کجاس
اجوما:دخترم داخل اتاق خودت حموم هست
ا/ت:عههه واقعا خو پشت کدوم یک از در های داخل اتاقه؟
اجوما:بگرد پیدا میکنی
ا/ت:باشه پس فعلا من رفتم حموم
اجوما:باش دخترم فقط زودی بیا بیرون
ویوی ا/ت:بعد این حرف اجوما رفتم از پله ها بالا و به اتاق خودم رسیدم تازه داشتم به فضای اتاقم توجه میکردم و دیدم که چه فضای خواب خوشگله ار تخت و مبل ها دل کندم و رفتم سراغ در اول تا در اتاق رو باز کردم یه فضای بزرگ بود که فقط داخلش یه میز ارایشی بود و کلکسیون کیف و اون ورش هم یه قفسه بود کلکسیون کفش
یکم نگاه کردم بهش بعد رفتم سراغ اتاق بعدی وقتی وارد اتاق شدم یه رگال پر از لباس های مختلف بود اون ور رگال هم باز کیف و کفش بود خیلی تعجب کردم که اینارو از قبل داشته یا میدونسته من قراره بیام اما سریع خودمو از تفکر و خیال های مزخرف آوردم بیرون و از در آمدم بیرون تا برم حموم اماقبل از اینکه برم سراغ بعدی چشمم مبل گوشه اتاق رو دید یه فضای کوچیک برای کتاب خوندن و مطالعه بود خیلی خوشم اومد اما بلخره رفتم سراغ در آخر وقتی در را باز کردم یه حموم خیلیییی باکلاس دیدم (براتون گزاشتم) همینجوری داشتم نگاهش میکردم که تازه یادم اومد برای چی اینجا هستم سریع رفتم داخل اما در رو قفل نکردم بعد از در آوردن لباس هایم رفتم و دوش رو باز کردم و آب را داخل وان گزاشتم اول خودم رو شستم بعد برای ریلکس کردن رفتم داخل وان چند دقیقه ای دراز کشیده بودم که یهو صدای جیغ اومد خیلی حول شدم سریع از وان اومدم بیرون حوله پیچیدم دور خودم و به سمت راه پله ها رفتم با چیزی که دیدم شوک شدم که یهو اجوما گفت
اجوما:......
خو حالا فضای اتاق
۱=تخت خواب و مبل استراحتی
۲=فضای که آرایش میکنه و مکان کلکسیون کفش و کیف هاش
۳=جایی که لباس انتخواب میکنه و میپوشه
۴=همون جایی که میتونه راحت مطالعه کنه
۵=حموم
اینم پارت آخر از پنج پارتی که گفته بودم ببخشید یکم دور شد چون واقعا سر درد شدید داشتم و باعث شد کمی استراحت کنم
حمایت کنید تا بفهمم خوشتون میاد🫸💜🫷🪿🦢
پارت ۸
ا/ت:اجوما ميگما من میتونم برم حموم؟
اجوما:بعله دخترم راحت باشین
ا/ت:فقط اجوما ميگما چیزه حموم کجاس
اجوما:دخترم داخل اتاق خودت حموم هست
ا/ت:عههه واقعا خو پشت کدوم یک از در های داخل اتاقه؟
اجوما:بگرد پیدا میکنی
ا/ت:باشه پس فعلا من رفتم حموم
اجوما:باش دخترم فقط زودی بیا بیرون
ویوی ا/ت:بعد این حرف اجوما رفتم از پله ها بالا و به اتاق خودم رسیدم تازه داشتم به فضای اتاقم توجه میکردم و دیدم که چه فضای خواب خوشگله ار تخت و مبل ها دل کندم و رفتم سراغ در اول تا در اتاق رو باز کردم یه فضای بزرگ بود که فقط داخلش یه میز ارایشی بود و کلکسیون کیف و اون ورش هم یه قفسه بود کلکسیون کفش
یکم نگاه کردم بهش بعد رفتم سراغ اتاق بعدی وقتی وارد اتاق شدم یه رگال پر از لباس های مختلف بود اون ور رگال هم باز کیف و کفش بود خیلی تعجب کردم که اینارو از قبل داشته یا میدونسته من قراره بیام اما سریع خودمو از تفکر و خیال های مزخرف آوردم بیرون و از در آمدم بیرون تا برم حموم اماقبل از اینکه برم سراغ بعدی چشمم مبل گوشه اتاق رو دید یه فضای کوچیک برای کتاب خوندن و مطالعه بود خیلی خوشم اومد اما بلخره رفتم سراغ در آخر وقتی در را باز کردم یه حموم خیلیییی باکلاس دیدم (براتون گزاشتم) همینجوری داشتم نگاهش میکردم که تازه یادم اومد برای چی اینجا هستم سریع رفتم داخل اما در رو قفل نکردم بعد از در آوردن لباس هایم رفتم و دوش رو باز کردم و آب را داخل وان گزاشتم اول خودم رو شستم بعد برای ریلکس کردن رفتم داخل وان چند دقیقه ای دراز کشیده بودم که یهو صدای جیغ اومد خیلی حول شدم سریع از وان اومدم بیرون حوله پیچیدم دور خودم و به سمت راه پله ها رفتم با چیزی که دیدم شوک شدم که یهو اجوما گفت
اجوما:......
خو حالا فضای اتاق
۱=تخت خواب و مبل استراحتی
۲=فضای که آرایش میکنه و مکان کلکسیون کفش و کیف هاش
۳=جایی که لباس انتخواب میکنه و میپوشه
۴=همون جایی که میتونه راحت مطالعه کنه
۵=حموم
اینم پارت آخر از پنج پارتی که گفته بودم ببخشید یکم دور شد چون واقعا سر درد شدید داشتم و باعث شد کمی استراحت کنم
حمایت کنید تا بفهمم خوشتون میاد🫸💜🫷🪿🦢
- ۱۲۹
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط