{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب با خدا دعوایم شد و باهم قهر کردیم ...***

دیشب با خدا دعوایم شد و باهم قهر کردیم ...***

فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد....***

رفتم گوشه ای نشستم وچند قطره ای اشک ریختم تا اینکه خوابم برد....***

صبح که بیدار شدم مادرم گفت:

نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می آمد...
خدا جونم نوکرتم هوامو داشته باش..
دیدگاه ها (۳)

************(الله)**********اینو براتون فرستادم بندازین گردن...

اینم از خانواده بسیجی...

کور شد بدبخت..:-)

نظر بدین لطفا..

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۱----------------------------------------⭐🌕...

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 129・⁠]⁠ᕗتا خود صبح نگاش کردم...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p48دستش روی دستگیره موند.«ممکنه دفعه‌ی بع...

Enemys Embrsce [ part ۱۴ ]

حقیقت پنهان پارت ۳ نامجون : زنده است ولی جین : ولی الان نمی‌...

★彡   Part 5 彡★ صبح، با سردرد بیدار شدم.گیج نگاهی به اطرافم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط