{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خزه، اب و گرانیت...

خزه، اب و گرانیت...
جنگل کاج کمی سر و صدا می کند.
ناگهان از یک گوشه باز شد
دریاچه های آبی دادند.
مثل فرشی که روی سراشیبی روان است
یک بافت سرخس ظریف.
شاخه! با ناله‌ای بلند می‌چرخد
تنه خمیده طوفان.
چقدر قوی! چقدر تنبل
یا گرانیت یا خزه نرم...
شب بدون سایه می افتد،
تکان دادن مثل نوازش نرم .
دیدگاه ها (۰)

زیبایی

چقدر زود همه چی عوض شد

دوستان زندگی رو زیاد جدی نگیرید شاید روز های اخرمون باشه

شما کدوم رو دوست دارید؟

افسانه ی خون و گل قسمت ۷: سایه‌های بی‌رحمدر حالی که در عمار...

افسانه‌ی گل صورتیپارت چهارم | خانه‌ای دور از قصرسه روز از فر...

سناریو اوبیکاکا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط